کتاب چهارگانه اسکندریه
مقصود این است که چهار رمان مجموعه مانند یک اثر واحد و با عنوان مشترک «چهارگانه ی اسکندریه» خوانده شوند. احتمالاً «تسلسلی کلامی» عنوان فرعی در خور و گویایی باشد. در تلاش برای سروشکل دادن به فرم کتابم، قضیهی نسبیت را سر مشقی کم و بیش دقیق یافتم. رابطه ی سه رمان اول، که «خواهر و برادر» هم اند نه «دنباله ی» هم، افزاینده است و فقط مقصود از زمان آخر این است که دنباله ای راستین باشد و از بند زمان رها شود. مقصود کلیام به مبارزه طلبیدن فرم زنجیروار رمان متعارف بود: رمان زمان زده ی این روزگار.
در بخش «امتدادات» که در انتها آمده، شماری از راه های ممکن تداوم چینش این شخصیت ها و موقعیت ها را به شکلهایی دیگر شرح داده ام. دلیل کارم صرفاً این است که نشان دهم حتی اگر تا ابد کتاب به این مجموعه بیفزاییم، نتیجه هرگز رمان رودواره ای نمیشود؛ منظورم این است که اگر محورهای اثر به درستی ترسیم شوند، به قاعده باید بشود به هر سو گسترششان داد، بی که از صحت و انطباق اثر با یک تسلسل کاسته شود.
قسمتی از پیشگفتار نویسنده
جادهای به سوی روشنبینی
بیوگرافی رابرت پیرسیگ، نویسندهی کتاب ذن و هنر نگهداری موتور سیکلت
تو همانی که امشب در رؤیا خواهم دیدش
یادداشتی بر کتاب «تو مثل من فردا دنیا آمدی: نامهنگاریها (۱۹۲۲-۱۹۳۶)، نویسندگان: مارینا تسوتایوا، بوریس پاسترناک، راینر ماریا ریلکه»
دردی که مرا نکشد قویترم میسازد؟
مروری بر کتاب بدن فراموش نمیکند نوشتهی بسل ون در کولک