کتاب نمایشنامه چهار صندوق
پیش از خرید کتاب نمایشنامه چهار صندوق بخوانید
این نمایشنامه تمثیلی و نمادین، روایتی انتقادی از ساختار قدرت، طبقات اجتماعی و خلق دیکتاتوری به دست خود مردم است.
درباره نمایشنامه
کتاب چهار صندوق یکی از مهمترین و شناختهشدهترین نمایشنامههای نمادین بهرام بیضایی است. داستان درباره چهار شخصیت با رنگهای متفاوت (زرد، سبز، سرخ و سیاه به عنوان نماد طبقات مختلف جامعه) است که برای محافظت از خود، با همفکری یکدیگر مترسکی میسازند. اما مترسک جان میگیرد، مسلح میشود و با تسلط بر آنها، هر یک را به زور داخل صندوقی زندانی میکند. بیضایی در این اثر به شکلی درخشان به نقد قدرت، تسلیم جامعه و خفقان میپردازد.
خواندن نمایشنامه چهار صندوق به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
- علاقهمندان به ادبیات نمایشی، آثار تمثیلی و نمایشنامههای نمادین.
- کسانی که از خواندن آثار انتقادی درباره جامعه، قدرت و رفتار تودهها لذت میبرند.
معرفی نویسنده
این نمایشنامه انتقادی به قلم بهرام بیضایی، نویسنده، کارگردان و پژوهشگر برجسته ایرانی نوشته شده است. خلق فضاهای نمادین و نقد عمیق رفتارها و ساختارهای اجتماعی از ویژگیهای بارز آثار اوست. این کتاب توسط نشر روشنگران و مطالعات زنان چاپ و روانه بازار کتاب شده است.
جملات نمایشنامه
زرد [ حمله ور] غولک دبنگ !
سبز [نگهش داشته] معتدل تر باشید جانم - ادب را رعایت کنید .
زرد بدهیبت موذی جفنگ !
سرخ دست بردار دیگه . اینقدر بازی درنیار.
[زرد مبهوت می ماند.]
سرخ ما خودمون اینجا بودیم ؛ من با چشم خودم دیدم.
زرد چی رو دیدی ؟
سرخ حیف از اون شکنجه ای که من تحمل کردم . [می خواهد برود ] تف!
زرد [نگهش می دارد] صبر کن - [ به سبز] تو بهش بگو .
سبز از ما کاری ساخته نیست .
[راه می افتد .]
زرد به حرف منم گوش بدین - [ به مترسک] اینطور نمی مونه ، اینطور نمی مونه . [به بیرون ] به حرف منم گوش بدین.
[دنبالشان خارج می شود . مترسک با همه نیرو می خندد . سیاه آهسته و بهت زده پیش می آید . به بیرون و به مترسک
نگاه می کند . دنبال دلیل خنده می گردد. چیزی نمی فهمد . ]
سیاه بگو مام بخندیم
مترسک [از خنده می ماند ] تو هم اینجائی ؟
سیاه داشتم می دیدم . راستی عجب کلکی زدی !
مترسک کلک؟
سیاه رو دست نداشت !
مترسک های، پا از گلیمت درازتر نکن .
صفحه ۳۷