کتاب میشائیل کلهاس
و سه داستان دیگر
قبل از خرید کتاب میشائیل کلهاس بخوانید
این رمان کوتاه (نوولا) یکی از شاهکارهای بیبدیل ادبیات کلاسیک آلمان است. در کلیت این اثر، با روایتی تکاندهنده از تقابل میان عدالتخواهیِ فردی و قوانینِ فاسدِ اجتماعی روبهرو میشویم که نشان میدهد چگونه جستجوی وسواسگونه برای حق، میتواند به جنون و ویرانی کشیده شود.
درباره کتاب
کتاب میشائیل کلهاس بر اساس داستانی واقعی، ماجرای یک اسبفروشِ درستکار را روایت میکند که وقتی مورد ظلم یک اشرافزاده قرار میگیرد و از دادگاههای قانونی ناامید میشود، تصمیم میگیرد خودش عدالت را اجرا کند. هاینریش فون کلایست در این داستان، طغیانِ مردی را به تصویر میکشد که برای پس گرفتنِ حقِ کوچکش، ارتشی به راه میاندازد و شهرها را به آتش میکشد. این اثر کاوشی عمیق در مرز باریکِ میان حقطلبی و جنایت است.
خواندن این کتاب به چه کسانی پیشنهاد می شود
- علاقهمندان به ادبیات کلاسیک آلمان: کسانی که از خواندن آثار مهم، تاریخی و تأثیرگذارِ قرن نوزدهم لذت میبرند.
- دوستداران رمانهای فلسفی و اخلاقی: افرادی که به چالشهای ذهنی پیرامون مفاهیمی چون عدالت، قانون و انتقام گرایش دارند.
- مخاطبان داستانهای تاریخی و حماسی: خوانندگانی که روایتی پرکشش از طغیان یک انسانِ تنها در برابر ظلم سیستماتیک و بیعدالتی را میپسندند.
درباره نویسنده
هاینریش فون کلایست، نمایشنامهنویس، شاعر و داستاننویس برجسته آلمانی است. آثار او که غالباً با تمرکز بر تناقضات روانی، بحرانهای اخلاقی و تراژدیهای انسانی نوشته شدهاند، در زمان حیاتش چندان درک نشدند، اما امروزه او را یکی از پیشگامان و بزرگترین نویسندگان کلاسیک اروپا میدانند.
این اثر قدرتمند و ماندگار با ترجمه دقیق و وفادارانه محمود حدادی توسط نشر ماهی به چاپ رسیده است.
جملات کتاب میشائیل کلهاس
میشائیل گلهاس
بر ساحل رودهاول و در میانه ی قرن شانزدهم اسب فروشی زندگی میکرد از پشت مردی مدرس، و نامش میشائیل کلهاس، یکی از درستکارترین و همزمان هراس انگیز ترین انسانهای روزگار خود، نادره مردی که تا به سی آمین سال زندگی اش میشد نمونه ی شهروندی نیک و پسندیدهاش بشماری و در دهی که هم امروز هم به نام اوست اسب پرورش میداد و با این حرفه نانی و آرامشی داشت و در خداترسی خود بچه هایی را که زنش برایش میآورد با صدق و سخت کوشی بزرگ می کرد و در همه ی همسایگانش نبود حتی یک نفر هم که شیرینی خیر خواهی یا انصاف او را نچشیده باشد. خلاصه آن که جهان بی شک از این مرد به نیکی یاد میکرد اگر که وی در فضایل خود به راه افراط در نمی غلتید. اما حق خواهی اش او را راهزن و قاتل کرد.