کتاب جاده شهر
معرفی کتاب جاده شهر
همیشه چیزی فریبنده در نورهای شهر وجود دارد که آدمهای حاشیه را به سمت خود میکشد؛ وعدهی زندگی بهتر، لباسهای شیکتر و رهایی از روزمرگیهای کسالتبار روستا. اما چه بهایی باید برای این عبور پرداخت کرد؟ کتاب جاده شهر داستان همین وسوسه است. ناتالیا گینزبورگ، نویسندهی ایتالیایی، در این رمان کوتاه اما عمیق، دست روی نقطهای میگذارد که بسیاری از ما تجربهاش کردهایم: آرزوی فرار از جایی که هستیم به امید خوشبختی در جایی دیگر.
این کتاب که توسط نشر چشمه و با ترجمه فرناز حائری منتشر شده، یک اثر کلاسیک مدرن است.
کتاب جاده شهر درباره چیست؟
کتاب جاده شهر (The Road to the City) اولین رمان ناتالیا گینزبورگ است که در سال ۱۹۴۲ منتشر شد. راوی داستان، دختری جوان به نام «دالیا» است که در خانوادهای پرجمعیت و فقیر در یک روستا زندگی میکند. دالیا از فقر، شلوغی خانه و بیتوجهیها خسته است. تمام آمال و آرزوهای او در یک چیز خلاصه میشود: رفتن به شهر.
او شهر را نه به عنوان مکانی جغرافیایی، بلکه به عنوان نمادی از آزادی و رفاه میبیند. دالیا میخواهد لباسهای زیبا بپوشد، در خیابانهای سنگفرش قدم بزند و از سرنوشت محتومِ مادر و خواهرانش فرار کند. همین خواسته باعث میشود او وارد رابطهای پیچیده با «جولیو»، پسر پولدار روستا شود. اما این رابطه نه بر پایه عشق، بلکه بر پایه محاسبات ذهنی دالیا برای فرار شکل میگیرد. گینزبورگ در این کتاب با صراحتی مثالزدنی، مسیری را ترسیم میکند که دالیا برای رسیدن به شهر طی میکند؛ مسیری پر از تصمیمهای اشتباه، ازدواجی اجباری و در نهایت، مواجهه با پوچیِ محضِ آرزوهایی که برآورده شدهاند اما خوشبختی نیاوردهاند.
نویسنده کتاب کیست؟
ناتالیا گینزبورگ (Natalia Ginzburg) یکی از برجستهترین صداهای ادبیات قرن بیستم ایتالیاست. او که زندگیاش با فراز و نشیبهای جنگ جهانی دوم و تبعید گره خورده بود، سبکی منحصربهفرد در ادبیات دارد. گینزبورگ را اغلب با شاهکارش «لکسیکون خانوادگی» میشناسند، اما کتاب جاده شهر خشت اولِ بنای نویسندگی اوست.
اهمیت گینزبورگ در توانایی او برای روایتِ «امر روزمره» است. او حماسهسرا نیست؛ او نویسندهی لحظات سکوت، نگاههای ردوبدل شده سر میز شام و حرفهای ناگفته میان اعضای خانواده است. نگاه او به مسائل زنان، نگاهی فمینیستی به معنای شعاری آن نیست، بلکه نگاهی اگزیستانسیالیستی و مبتنی بر واقعیتهای خشن اجتماعی است.
سبک نوشتار و ساختار کتاب
اگر بخواهیم سبک گینزبورگ در کتاب جاده شهر را در یک کلمه خلاصه کنیم، آن کلمه «بیپیرایگی» است.
- لحن سرد و گزارشی: گینزبورگ احساسات را به خواننده تحمیل نمیکند. راوی (دالیا) ماجراهای تراژیک زندگیاش را با لحنی خشک و تقریباً بیتفاوت تعریف میکند. این فاصله احساسی باعث میشود ضربه نهایی داستان برای خواننده سهمگینتر باشد.
- شخصیتپردازی خاکستری: در این کتاب خبری از قهرمان نیست. دالیا دختری معصوم و قربانی نیست؛ او گاهی خودخواه، سطحینگر و بیرحم است. جولیو نیز نه یک شاهزادهی سوار بر اسب سفید است و نه یک دیو؛ او جوانی بیمسئولیت و سردرگم است. گینزبورگ انسانها را با تمام ضعفهایشان دوست دارد و آنها را قضاوت نمیکند.
- مینیمالیسم: کتاب حجم کمی دارد (۱۰۹ صفحه)، اما هر کلمه در جای درست خود نشسته است. توصیفات تنها در خدمت پیشبرد حس و حال شخصیتها هستند و خبری از زیادهگوییهای ادبی نیست.
چرا این کتاب ارزش خواندن دارد؟
- آینهی تمامنمای بلوغ: این کتاب روایتی صادقانه از عبور از نوجوانی به بزرگسالی است؛ جایی که رویاهای شیرین با واقعیتهای تلخ زندگی زناشویی و اجتماعی برخورد میکنند.
- شروعِ یک نویسنده بزرگ: خواندن اولین اثر یک نویسنده بزرگ همیشه جذاب است. در این کتاب میتوانید ریشههای مضامینی را ببینید که بعداً در آثار پختهتر گینزبورگ تکرار میشوند.
- کوتاه و خوشخوان: این رمان کوتاه (Novella) برای کسانی که وقت کمی دارند اما میخواهند یک اثر ادبیِ جدی و اروپایی بخوانند، گزینهای عالی است.
- تصویرسازی اجتماعی: کتاب تصویری دقیق از ایتالیای در حال گذار و شکاف طبقاتی میان روستاییان و شهرنشینان ارائه میدهد که شباهتهای زیادی به وضعیت بسیاری از جوامع دیگر دارد.
این کتاب برای چه کسانی مناسب است؟
کتاب جاده شهر برای علاقهمندان به ادبیات مدرن اروپا، بهویژه ادبیات ایتالیا، یک گزینه ضروری است. اگر آثار «النا فرانته» (نویسنده رمانهای ناپلی) را دوست دارید، قطعاً از خواندن این کتاب لذت خواهید برد، چرا که فضای اجتماعی و دغدغههای زنانه مشابهی دارند. همچنین کسانی که به داستانهای واقعگرا با پایانبندیهای غیرکلیشهای و تفکربرانگیز علاقه دارند، مخاطب اصلی این کتاب هستند.