خدا تو را گرفتار و اسیر این مرد نکند
کتاب بامداد خمار؛ معرفی، خلاصه داستان و نقد رمان فتانه حاج س...
دوست داشت دوباره به شادیهای گذشتهاش با دوستانش ادامه دهد. به مسافرت برود از نو ازدواج کند و همه چیز را از اول شروع کند ولی آن جا در آن شب گرم فلوریدا نزدیک در خانهی ویلایی حصیری مانند.
پشت جلد