کتاب این گوزن مال من است
هر آنچه باید پیش از خرید کتاب این گوزن مال من است بدانید
اگر به ادبیات کودکان، کتابهای تصویری خلاقانه و آثار برجستهی اولیور جفرز علاقه دارید، مطالعه کتاب این گوزن مال من است نوشتهی اولیور جفرز با تصویرگری خود او، انتخابی بسیار ارزشمند است.
درباره کتاب این گوزن مال من است درباره چیست؟
این کتاب داستانی جذاب دربارهی پسری به نام ویلفرد و گوزنش مارسل است. ویلفرد قوانین سختگیرانهای برای حیوان خانگیاش دارد، اما مارسل گوزنی مستقل است که ترجیح میدهد به پیادهرویهای طولانی برود. ماجرا زمانی گره میخورد که در یکی از این پیادهرویها، پیرزنی با خوشحالی مارسل را صدا میزند و ادعای مالکیت میکند؛ روایتی که مفهوم مالکیت، استقلال دیگری و پرسشهای عمیق فلسفی را برای کودکان مطرح میسازد.
درباره اولیور جفرز
اولیور جفرز، هنرمند و نویسندهای که در استرالیا به دنیا آمده و در ایرلند شمالی بزرگ شده است، در حوزهی نقاشی، کتابسازی، تصویرگری، کلاژ، اجرا و مجسمهسازی فعالیت میکند. آثار او به بیش از پنجاه زبان ترجمه شده و بیش از بیست میلیون نسخه در سراسر جهان فروخته شده است.
روایت خلقشده توسط نویسنده
جفرز با بهرهگیری از طنزی لطیف و داستانی ساده اما عمیق، روایتی خلق کرده است که در آن کودکان با مفهوم مرزها، احترام متقابل و این حقیقت روبهرو میشوند که راهحلِ تضاد همیشه مالکیت قاطع نیست.
چرا کتاب این گوزن مال من است را بخوانیم؟
- شیوه روایت: داستانی جذاب، سرگرمکننده و در عین حال تفکربرانگیز پیرامون مفهوم مالکیت و استقلال.
- تصویرگری خلاق: استفاده از تکنیک منحصربهفرد قرار دادن شخصیتها روی نقاشیهای هنرمندی دیگر (الکساندر دزیگورسکی).
- فضای اثر: فضایی صمیمانه، فلسفی و مناسب برای رشد تفکر انتقادی و همدلی در کودکان.
- جوایز معتبر: برنده جایزه کتاب سال ایرلند و جایزه کتاب کودک سال ایرلند.
این کتاب برای چه کسانی مناسب است؟
- کودکان و نوجوانان علاقهمند به داستانهای تصویری و خلاقانه.
- والدین، مربیان و معلمان به همراه پرسشهای باز برای تقویت تفکر انتقادی.
- دوستداران هنر تصویرگری و آثار منحصربهفرد اولیور جفرز.
جملات کتاب این گوزن مال من است
ویلفرد صاحب یک گوزن است. نام گوزنش مارسل است و بیشتر وقتها مارسل قوانین نسبتاً طولانی ویلفرد را دربارهی اینکه یک حیوان خانگی بینقص چگونه باید باشد، رعایت میکند. اما بعضی از این قوانین برای یک گوزن مستقل بیش از حد سختگیرانهاند و مارسل کمکم عادتی پیدا میکند: اینکه ویلفرد را به پیادهرویهای بسیار طولانی ببرد. تا اینکه یک روز، در یکی از همین پیادهرویهای خیلی طولانی، با پیرزنی روبهرو میشوند که با خوشحالی مارسل را صدا میزند و ادعای مالکیت او را دارد.
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید