گذشته را ببوس و کنار بگذار
معرفی و مرور نمایشنامه «باغ آلبالو» اثر آنتون چخوف
آهی کشید غم زده پیری سپید موی
افکند صبحگاه، در آیینه چون نگاه
در لابه لای موی چو کافور خویش دید
یک تار موی سیاه!
در دیدگان مضطربش اشک حلقه زد.
در خاطرات تیره و تاریک خود دوید.
سی سال پیش، نیز،در آیینه دیده بود:
یک تار مو سپید!
صفحه69
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربرینم نم بارون و اشعار مشیری... محشر میشه
این دیوان شعر بسیار زیباست
اشعار فریدون مشیری عزیز سرشار از احساس و امید و عشقه
عالیییییییییییی
اشعارش شاهکاره
فریدون مشیری با تشبیه هات زیبا به بیان نظرش پرداخته
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم
فریدون مشیری شاعر مورد علاقه من هستن