کتاب کیمیاگر | نشر مکتوب

نویسنده: پائولو كوئلیو

مردی با ریش بلند و چشم‌های تیره گفت: «من کاروان سالارم. بر تک تک افرادی که با خود می‌برم، حق مرگ و زندگی دارم. چون صحرا زن هوس‌بازی ست و گاهی مردها را دیوانه می‌کند».

دویست نفر می‌شدند و دو برابر آن‌ها گوسفند، اسب، قاطر و پرنده بود. جمعیت پر از زن‌ها و بچه‌ها بود و مردانِ شمشیر به کمر، تفنگ‌های بلند به دوش داشتند. انگلیسی چند چمدانِ پر از کتاب داشت. هیاهوی عظیمی آن جا را آكنده بود و کاروان سالار مجبور شد گفته‌هایش را چند بار تکرار کند تا همه بفهمند.

- «در این جا آدم‌های گوناگونی هستند و قلب این آدم‌ها خدایان گوناگونی در خود دارد. اما یگانه خدای من الله أست، و به او سوگند می‌خورم تمام تلاشَم را برای پیروزی دوباره بر صحرا بکنم. اکنون می‌خواهم هر یک از شما به خدای خود سوگند بخورید، از ژرفای قلب‌تان، که تحت هر شرایطی از من پیروی می‌کنید. در صحرا، نافرمانی به معنای مرگ است».

صفحه ۱۱۸

متاسفانه این کتاب موجود نیست

کتاب کیمیاگر | نشر مکتوب

متاسفانه این کتاب موجود نیست
  • نام کتاب: کیمیاگر | نشر مکتوب
  • مترجم: ایلیا حریری
  • ناشر : مکتوب
  • تعداد صفحات: 256
  • شابک: 9786009426720
  • شماره چاپ: 8
  • سال چاپ: 1399
  • نوع جلد: شمیز
  • دسته بندی: داستان برزیلی
  • امتیاز: امتیازی ثبت نشده

دیدگاه‌ها

در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

مطالب پیشنهادی

من پیش از هر چیز یک نویسنده هستم

رومن گاری: مروری بر زندگی و آثار

روز بدون پوشک

معرفی کتاب کودک روز بدون پوشک نوشته‌ی لیز فلچر

سرخوردگی؛ نوید آینده‌ای خوش

مروری بر کتاب حسرت نوشته‌ی آدام فیلیپس

کتاب های پیشنهادی