کتاب کلمات | نشر نیلوفر
دوست میداشتم خشنود گردانم و دلم میخواست خودم را آغشته به فرهنگ کنم: روز به روز خودم را از مقدسات نو به نو پُر میکردم. گاهی وقتها با حواسپرتی: همین بس که دمر بیفتم و صفحات را ورق بزنم؛ نوشتارهای دوستان کوچکم بسا به کار استوانههای چرخان دعا میآمدند. همان گاه، راستی راستی احساس هراس و خوشی داشتم؛ برایم پیش میآمد که نقشم را از یاد ببرم و با سرعت سرسامآور برانم، گرفته و ربوده از سوی والی دیوانه که چیز دیگری جز جهان نبود. هر نتیجهای که دلتان خواست، بگیرید! باری، نگاهم روی کلمات کار میکرد: میبایست آزمودشان، درباره معناشان تصمیم گرفت؛ بازی فرهنگ کردن سرانجام مرا پرورش داد.
مروری بر کتاب کلمات نوشته ژان پل سارتر را در آوانگارد بخوانید.
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید