کتاب غریبه در بخار نمک
هر آنچه باید پیش از خرید کتاب غریبه در بخار نمک بدانید
اگر به داستانهای کوتاه ایرانی، فضاهای وهمانگیز و آثار پرافتخار احمد آرام علاقه دارید، مطالعه کتاب غریبه در بخار نمک چاپ نشر افق، انتخابی بسیار ارزشمند است.
درباره کتاب غریبه در بخار نمک
این کتاب مجموعهای شامل هفت داستان کوتاه با پرداختی وهمانگیز و متفاوت است. داستانها حقایقی گزنده و پنهان را در لایههایی از وقایع روزمره و روابط آشنای انسانی به تصویر میکشند و مخاطب را در مرز میان واقعیت و خیال درگیر میکنند.
درباره احمد آرام
احمد آرام (متولد ۱۳۳۰ در بوشهر و ساکن شیراز) نویسنده و نمایشنامهنویس صاحبسبک ایرانی است. او در داستانهایش المانهای اقلیمی جنوب را با فضاهای سوررئال و روانشناختی پیوند میزند و جوایز متعددی را در کارنامهی ادبی خود دارد.
روایت خلقشده توسط نویسنده
آرام با نثری دقیق، روان و نمادین، روایتی خلق کرده است که لایههای پنهان ذهن و تاریکیهای روابط انسانی را واکاوی میکند. او با استفاده از فضاسازیهای خاص خود، تجربهای متفاوت از داستان کوتاه ایرانی ارائه میدهد.
چرا کتاب غریبه در بخار نمک را بخوانیم؟
- ارزش ادبی بالا: اثری تحسینشده که جوایزی چون جایزه ادبی یلدا، جایزه ادبی اصفهان و بهترین مجموعه داستان جشن فرهنگ فارس را از آن خود کرده است.
- فضاسازی خاص: ترکیب هنرمندانهی اقلیم جنوب با فضاهای رازآلود و وهمانگیز.
- مضامین عمیق: کشف حقایق تلخ و گزنده در پسزمینهی اتفاقات عادی و روابط روزمره.
این کتاب برای چه کسانی مناسب است؟
- علاقهمندان به ادبیات داستانی معاصر ایران و مجموعهداستانهای کوتاه.
- دوستداران فضاهای سوررئال، روانشناختی و رازآلود در بستر ادبیات اقلیمی.
- مخاطبانی که از کشف لایههای پنهان در داستانهای مدرن لذت میبرند.
جملات کتاب غریبه در بخار نمک
برای اسماعیل پوررضا
و سرانجام به این نتیجه رسیدیم که ابتدا از کوچه های تـنـگ کـه آفتاب کم تری تویشان پهن میشد و کف آنها خنک تر بود، بگذریم.
پاهایمان پتی بود. بچه ها به راحتی میدویدند. فقط من به خاطر تاول کف پاهایم مثل خرگوش می جهیدم. بقچه های مان را گرفته بودیم سر دست من بقچه ای داشتم که فکر میکردم یک چمدان شیک سفری است، مثل همانهایی که دایی ام داشت و همیشه ی خدا بوی صابون "وینولیا" می داد. اما از همه مهم تر عکس ریحانه بود که پیراهن خاکستری پوشیده بود و دور یقه اش تور سفید بسته بود و در کلاس پنجم دبستان درس میخواند. موهایش خرمایی و کوتاه است، چشم های درشتی دارد همیشه جوراب قرمز ساق کوتاه به پا میکند و اصلاً مرا دوست ندارد عکسش را میان بقچه ام پنهان کرده ام تا هر وقت دلم تنگ شد به آن نگاه کنم.
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید