کتاب شبی که انتو با درد خویش آشنا شد
هر آنچه باید پیش از خرید کتاب شبی که انتو با درد خویش آشنا شد بدانید
اگر به ادبیات داستانی معاصر ایران، فضاهای سوررئال و رمانهای روانشناختی با محوریت دوران همهگیری کرونا علاقه دارید، مطالعه کتاب شبی که انتو با درد خویش آشنا شد نوشتهی احمد آرام و چاپ نشر افق، انتخابی بسیار ارزشمند است.
درباره کتاب شبی که انتو با درد خویش آشنا شد
داستان این رمان در روزهای پرالتهاب قرنطینه و همهگیری کووید-۱۹ میگذرد. «اِنتو» (ابوالقاسم)، راوی چهلوچندساله داستان، پس از بیکاری با همسرش در یک آپارتمان زندگی میکند. او در انزوای قرنطینه، از طریق بالکن با همسایهاش مراوده دارد و درگیر نوشتن داستانی استعاری و تاریک میشود. حضور نمادین و وهمانگیز «خرگوشهای خاکستری» که گویی از گور مردگان کرونایی بیرون آمدهاند، فضایی رازآلود خلق میکند که سرانجام به آوارگی و وحشت راوی منجر میشود.
درباره احمد آرام
احمد آرام، نویسنده صاحبسبک ایرانی، به پیوند زدن رویدادهای واقعی با جهان وهم، رویا و نمادهای خاص شهرت دارد. او در این اثر نیز توانسته دغدغهها و ترسهای انسان معاصر را در قالبی متفاوت و تجربی به تصویر بکشد.
روایت خلقشده توسط نویسنده
رمان از خردهداستانهایی با نامهای شاعرانه تشکیل شده است. آرام با استفاده از فضاسازیهای وهمانگیز و استعارههایی مانند خرگوشهای خاکستری، روایتی تکاندهنده از انزوا، تنهایی، مرگ مدرن و روابط شکنندهی انسانها در وضعیت بغرنج جهان معاصر خلق کرده است.
چرا کتاب شبی که انتو با درد خویش آشنا شد را بخوانیم؟
- بازتاب دوران کرونا: تجسمی ملموس و روانشناختی از انزوا، ترس و تنهایی انسان در دوران قرنطینه.
- فضاسازی سوررئال: ترکیب هنرمندانهی روزمرگی با توهمات، نمادها و اتفاقات رازآلود.
- ساختار متفاوت: استفاده از خردهروایتهای تفکیکشده برای نمایش بحرانهای وجودی و ذهنی.
این کتاب برای چه کسانی مناسب است؟
- علاقهمندان به ادبیات معاصر ایران و رمانهای تجربی و نمادگرایانه.
- دوستداران داستانهای روانشناختی که به تأثیرات انزوای اجتماعی بر ذهن انسان میپردازند.
- مخاطبانی که از خواندن آثار وهمانگیز با گرههای داستانی خاص لذت میبرند.
جملات کتاب شبی که انتو با درد خویش آشنا شد
اندکاندک از ماندن در خانه لذت میبردیم و وقتی به خودمان آمدیم، فهمیدیم که داریم به این کار عادت میکنیم. درست مانند پرندگانی که هنگام طوفان سهمگین ترس برشان میدارد و جرئت ندارند از آشیانهشان بیرون بزنند، ما هم عادت کردیم چمباتمه بزنیم در سه کنج خانههامان. بهراحتی فهمیدیم که ما مردم عادتکردنیم؛ عادت میکنیم و خیال برمان میدارد که این عادتکردنها حق ماست: عادت میکنیم، پس هستیم.
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید