کتاب درباب تسلای خاطر
یافتن آرامش در دوران ظلمت
قبل از خرید کتاب درباب تسلای خاطر بخوانید
این کتاب برای مایکل ایگناتیف، هم یک دعوت شخصی است و هم یک رسالت عمومی. زندگی امروز نویسنده را با چالشی مهم مواجه کرد: «آیا برای مواجهه با درد و رنجهای دنیای امروز، راهی برای تسلای خاطر وجود دارد؟»
درباره کتاب
ایگناتیف برای پیداکردن پاسخ این پرسش، به دل تاریخ میزند؛ با تعدادی از بزرگترین اندیشمندان و بزرگان تاریخ در حساسترین بزنگاه زندگی شان همراه میشود تا ببیند آنها در این لحظات ظلمت، سراغ چه تمهیدی رفتهاند. چگونه موفق شدند خود را آرام کنند و واقعیت بیرحم زندگی را بپذیرند.
درباره نویسنده
مایکل ایگناتیف نویسنده کتاب «زندگی نامه آیزایا برلین» و «افتخار» جنگجو و همچنین شانزده کتاب تحسین شده دیگر است؛ از جمله یک کتاب خاطرات به نام «آلبوم روسی» و رمان «بافت زخم» کـه بـه مرحله نهایی جوائز بوکر هم راه پیدا کرد. او در حال حاضر به طور منظم برای نیویورک تایمز، نقد کتاب نیویورک و نقد کتاب لندن یادداشت مینویسد.
او پیش تر رئیس حزب لیبرال کانادا، مدیر مرکز حقوق بشر مدرسه حکمرانی جان اف کندی دانشگاه هاروارد و رئیس دانشگاه اروپای مرکزی بوده است؛ و در حال حاضر در همین دانشگاه در شهروین تدریس میکند.
جملات کتاب
فرآیند شکل گیری این کتاب ریشه در دعوتی غیر منتظره دارد. در سال ۲۰۱۷ ، از من دعوت شد که در بخشی از یک جشنواره سرایندگی در اوترخت ، درباره عدالت و سیاست در مزامیر صحبت کنم در این جشنواره چهار گروه کر، ۱۵۰ مزمور از کتاب مزامیر را می خواندند. سخنرانی من در زمان استراحت بین این اجراها انجام می شد. آن زمان غیر از بخش هایی که تقریباً همه میدانند: «خدا شبان من است» و «من در دره تاریک مرگ قدم میزنم، شناخت کمی از مزامیر داشتم ولی در هر صورت این دعوت را پذیرفتم؛ با خودم گفتم برای آشنایی بیشتر با آن وقت دارم. در طول تابستان، مزامیر را از نسخه شاه جیمز از کتاب مقدس مطالعه کردم ترجمه های عبری به انگلیسی را برت التر از کتاب مقدس را نیز خواندم و سخنرانی کردم پس از آن من و همسرم ژوژانا، در دو روز شنبه و یکشنبه، کنار باقی حضار نشستیم و اجرای گروه های گر را شنیدیم؛ در بالای صحنه هم متن مزامیر به دو زبان هلندی و انگلیسی به نمایش در می آمد.
موسیقی زیبا بود؛ واژه ها پرطنین بودند و کل این تجربه چنان تأثیر روان پالنده ای داشت که از آن زمان تا به اکنون در پی درک آن هستم من برای سخنرانی درباره عدالت و سیاست آنجا رفته بودم ولی از طریق واژه ها موسیقی و اشک هایی که حضار از سر دوباره شناختن خویش می ریختند، به تسلای خاطر رسیدم.