مرگ روشنفکر، دیوانگی است
مروری بر کتاب سمفونی مردگان نوشتهی عباس معروفی
صدایی گوشخراش من را از خواب میپراند. چشمهایم را باز میکنم، به ساعت نگاه میاندازم. یک نفر در حال خالی کردن عقدهاش روی زنگ در است. عینکم را از روی پاتختی برمیدارم و از اتاقم بیرون میروم. خانه سرد و خالی است. بهخاطر گزارش دزدی کیف پولم قطار لانگ ایسلند را از دست دادم و مجبور شدم شب را تنها در منهتن بگذرانم.
صفحه 110