× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال خرید آنلاین برای پاکت خرید بالای تومان رایگان است
قبل از پرداخت از غیر فعال بودن فیلتر شکن (VPN) مطمئن شوید.
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

نامه های شفاهی

نویسنده:
محمد صالح‌علاء

***

سلام دشمن‌جان، دشمن عزیزم. این چندمین نامه است که به شما می‌نویسم. باز هم پاسخ ندهید. من تا آخر دنیا برای‌تان نامه می‌نویسم. دشمن‌جان حال‌تان خوب است؟ من اغلب به یادتان هستم. باید هم به یادتان باشم زیرا که شما دشمن منید. همان‌طور که شازده کوچولو گفت تو گل سرخ منی، شما هم دشمن عزیز من هستید.

برای من عجیب است. برای شما عجیب نیست که هستی شما را برای دشمنی با من انتخاب کرده؟ عجیب نیست ما هر دو در یک زمان زندگی می‌کنیم؟ و در میان هفت میلیارد نفر جمعیت جهان فقط شما مرا برای دشمنی کردن انتخاب کرده‌اید؟ خود این نشانه‌ای از رویدادهای غافلگیرکننده‌ی هستی نیست؟ که اگر با من نبودش هیچ میلی، چرا ظرف مرا بشکست لیلی. چرا شما با غیر من دشمن نیستید؟ پس رازی در پس پرده است.

دشمن‌جان! می‌خواهم پا را فراتر بگذارم بگویم دشمنان دست کم یک امتیاز آشکارا نسبت به دوستان دارند و آن این است که دوستان همیشه به یاد ما نیستند، گاهی از ما یاد نمی‌کنند. به عکس دشمنان همیشه به یاد ما هستند. دشمن آدمی همواره به یاد آدمی است، زیرا دائما در فکر است که چه ضربه‌ای به ما بزند، چگونه ما را بیازارد، انتقامی بگیرد، زخم‌زبان بزند. پس همین‌ها دلایلی هستند که دشمن‌ها بیشتر از دوستان به یاد ما هستند.

دشمن‌جان! من خوشبختم که دشمنی مثل شما دارم. البته همه‌ی دشمن‌ها عزیزند. دشمن‌ها از یک نظر دو دسته‌اند؛ دشمن‌های بامعرفت و به عکس. دشمن بامعرفت دشمنی است که شرافتمندانه دشمنی می‌کند. دشمنی اخلاقی است، هرگز حرف ناپسند نمی‌زند، ناسزا نمی‌گوید، بی‌مطالعه تصمیم نمی‌گیرند. به طور کلی دشمنی محترم است. البته دشمنان بامعرفت همیشه بوده‌اند منحصر به روزگار ما و اینجا نیست.

حتما معن‌بن زائده را می‌شناسید. شما تاریخ را بهتر از من بلدید. اما محض یادآوری عرض می‌کنم که او از جنگ‌جویان عرب بوده. همه عمر را با دشمن‌ها جنگیده و آخر مقتول شده. در گشاده‌دستی حاتم‌طایی بوده. چنانکه حتا در جبهه‌ی جنگ با دشمنان تیرهای طلایی در ترکش می‌گذاشته، به دشمنان تیرهای طلایی می‌انداخته. یک بار کسی از او می‌پرسد: شما چرا به دشمنت تیر طلایی می‌اندازی؟ می‌گوید: چون دشمنان ما شبیه خودمان هستند، آدمی‌زاده‌اند. من به آنها تیر طلا می‌زنم که اگر دشمن تیرخورده‌ام زنده ماند، با فروش تیر طلای من بتواند اسباب معالجه‌اش را فراهم کند. یا اگر تیر من دشمنم را کشت، یتیمانش قادر باشند برای او مراسم آبرومندی بگیرند.


دیدگاه خود را با ما به اشتراک بزارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

  • ناشر : پوینده
  • تعداد صفحات: 400
  • شابک: 9789642950720
  • شماره چاپ: 1
  • سال چاپ: 1397
  • نوع جلد: شمیز
  • دسته بندی: داستان فارسی
  • امتیاز:

مقالات پیشنهادی

 عزیزم لطفا تهرانی باش

عزیزم لطفا تهرانی باش

همسرم عاقل‌تر از من است. می‌گوید همه‌ی گرفتاری‌ها از زمانی آغاز شد که ما از حرکت ماندیم و ساکن شدیم. که اول مثل بقیه‌ی موجودات یک‌سره در حرکت بودیم. با خانواده، قبیله می‌رفتیم به درختان میوه، سبزی‌های خوراکی می‌رسیدیم. بیشتر بخوان
 پارچه فروش عاشق

پارچه فروش عاشق

پیش از اختراع موبایل در آداب‌ دلبری هر روز که بیدار می‌شدم به آینه نگاه می‌کردم، زل می‌زدم به ابروی چاچی می‌گفتم: من شهید تیغ ابروی تواَم / خاکم و آسوده‌ی روی تواَم. بیشتر بخوان


کتاب های پیشنهادی

book icon انتشارات پوینده
مشاهده همه arrow icon
book icon به قلم محمد صالح‌علاء
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..