کتاب من هم چه گوارا هستم
در فکر کتابم هستم. همین هفته شروعش میکنم. دلم میخواهد میتوانستم بروم. دلم میخواهد میتوانستم بلند شوم و بگویم خداحافظ. کاش مانده بودم خانه و داستانم را مینوشتم.
مینا باز از زندگیش میگوید، از دروغگویی آدمها و سادگی خودش، از شوهرش که رفته زن گرفته و همه چیز را فراموش کرده است. در فکرم که چرا کفشهای گارسن کافه لنگه به لنگه است، چرا یک گوشه ایستاده و ماتش برده، چرا آنقدر خسته، تسلیم و بیتفاوت است؟
مینا میگوید: «اتللو حسود نبود، اتللو اعتماد کرده بود این اعتماد لعنتیه که آدمو میکشه، این اطمینان بیخودی – چون یه روز، تو یه چشم به هم زدن، آدم میفهمه، که سرش کلاه رفته، که تمام مدت خواب بوده و خبر نداشته.»
صفحه 133
رازهای مطبخ نادرمیرزا
مرور کتاب کارنامهی خورش دستورغذاهای نادرمیرزا قاجار گردآورنده نازیلا ناظمی
تو همانی که امشب در رؤیا خواهم دیدش
یادداشتی بر کتاب «تو مثل من فردا دنیا آمدی: نامهنگاریها (۱۹۲۲-۱۹۳۶)، نویسندگان: مارینا تسوتایوا، بوریس پاسترناک، راینر ماریا ریلکه»
داستانی دربارهی مبارزه با بیعدالتی
معرفی کتاب منظومه تبعیض نوشته عایشه سعید