× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال خرید آنلاین برای پاکت خرید بالای تومان رایگان است
قبل از پرداخت از غیر فعال بودن فیلتر شکن (VPN) مطمئن شوید.
  • هزینه ارسال پستی زیر ۶۰۰ گرم ۱۵ هزار تومان و بالای ۶۰۰ گرم ۲۳ هزار تومان، در صورتی که مبلغ اضافه‌ای بابت پست با هزینه پاکت یا کارتن دریافت شده باشد به شما برگشت داده خواهد شد.
  • شمارۀ پیگیری مرسوله از طریق تلفن یا پیامک به شما اطلاع داده می‌شود.
  • در صورت عدم دریافت مرسوله، مسئولیت پیگیری از شرکت پست به عهدۀ خود شماست.
  • سفارشات پستی به غیر از روزهای پنج شنبه و جمعه و تعطیلات رسمی حداکثر ظرف 1 روز کاری تحویل پست داده خواهد شد.
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

مرد توی زیرزمین خانه ام

نویسنده:
والتر موزلی

حضور مادرم هنوز در آن اتاق احساس می‌شد. سبد قرقره‌ها و نخ‌هایش، کنار صندلیِ ترکه‌ای چوب‌افرا قرار داشت. دمپایی‌های فرسوده‌ی مخصوص خیاطی‌اش، زیر میز خیاطی آرام گرفته بود؛ گویی هر آن امکان داشت برگردد و آن‌ها را بپوشد. می‌توانستم او را در آینه‌ی ذهنم ببینم؛ با آن صورت کشیده و پوست کرم/قهوه‌ای، بینی پهن اما نه خیلی تخت و چشم‌هایی که از شدت گردی آدم را به یاد چشمان گوی مانند مخلوقات جنگلی می‌انداخت.

همیشه لبش با دیدن من از هم می‌شکفت. همیشه با لبخند مهربانش در اتاق خیاطی چشم‌انتظارم بود.

پدرم جای مبهمی در خاطراتم داشت. با پوستی تیره‌تر از مادرم و بدنی چغر. چاق نه، اما مثل تنه‌ی درخت استوار بود. دستانی پهن داشت و مثل غول قصه‌ها می‌خندید. هیچ‌کس انتظارش را نداشت که ناغافل سر بگذارد و بمیرد؛ به‌خصوص من. شاید اگر انتظارش را داشتم، تا وقتی زنده بود، موشکافانه‌تر نگاهش می‌کردم و دقیق‌تر به حرف‌هایش گوش می‌دادم. به این ترتیب، او با رفتنش یک حفره‌ی بزرگ در حافظه‌ی من ایجاد کرد؛ حفره‌ای مالامال از حسرت. نگاهم را روی تپه‌ها برگرداندم؛ چون اگر بیش از حد به غیبت پدرم توجه می‌کردم، ممکن بود حسرت بدل به گریه‌وزاری شود.

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بزارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

مقالات پیشنهادی

 زبانی که برای هیچ کس قابل‌درک نبود

زبانی که برای هیچ کس قابل‌درک نبود

بچه که بودم، مادرم به اتاق خوابم می‌آمد و برایم قصه می‌گفت. تشریفاتی که پیوسته بی‌هیچ تغییری اجرا می‌شد. من باید به بستر می‌رفتم و او پنج دقیقه‌ی بعد بهم ملحق می‌شد. هم‌زمان با صدای قدم‌هایش روی راه‌پله، می‌شنیدم که ساعت، نُه ضربه می‌نوازد. بیشتر بخوان
 این آدم‌ها کی هستند؟

این آدم‌ها کی هستند؟

این همه آدم و دریغ از یک نفر که کوچک‌ترین چیزی از من بداند. اگر فقط یکی از آن‌ها مرا به جا می‌آورد، می‌توانستم از شاخه‌های زندگی‌ام سُر بخورم، گَرد زمان را از روی لباس‌هایم بتکانم و سفر دور و درازم در امتداد کشتزارها را آغاز کنم، به مقصد نقطه‌ای که ابتدا ناپدید شدم. بیشتر بخوان
 زنی جوان، خانه ای رویایی و ناگهان...

زنی جوان، خانه ای رویایی و ناگهان...

 زن جوان زیبایی ناگهان ناپدید می‌شود. شاهدی ادعا می‌کند او با روان‌شناس خود گریخته است؛ اما... بیشتر بخوان


کتاب های پیشنهادی

book icon انتشارات هیرمند
مشاهده همه arrow icon
book icon به ترجمه‌ی رضا اسکندری آذر
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..