× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال خرید آنلاین برای پاکت خرید بالای تومان رایگان است
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

قصه های یک دقیقه ای

نویسنده: ایشتوان اركنی

شکوه‌های یک دانه‌ی برنج

پیش از هر چیز عذرم را بپذیرید. فقط از دغدغه‌ی آینده است که به حرف آمده‌ام.

کسی که گاه در این باره با او جروبحث می‌کنم همسایه‌ی سوم است، یعنی فقط دو برنج آن‌ورتر. موجودی است پراحساس و تیزبین، که با شور و خروش از عقاید کمی افراطی خود دفاع می‌کند.

موضوع بحث‌مان زیاد هم چیز پیچیده‌ای نیست. خیلی ساده هم می‌شود بیانش کرد: آیا ما برنج‌ها شبیه هم هستیم؟ آینده‌مان چه خواهد شد؟ نسل‌های بعدی‌مان چه‌طور بار خواهند آمد؟

چون ما، و نکته‌ی اندوهبار این‌جاست، از بذر اصلاح‌شده روییده‌ایم، به اصطلاح «تبتی زمستانه» هستیم، یعنی هم طاقت‌مان در برابر سرما بیشتر است، و هم از جهات دیگر – از میزان نشاسته گرفته تا توان تکثیر – از انواع مرغوب به حساب می‌آییم. حالا چه بر سر دیگران خواهد آمد، بهتر است اصلا فکرش را هم نکنیم.

درد خودمان برای خودمان بس است. پس از آن‌که کاشتندمان درمی‌آییم، خوشه می‌دهیم و دانه می‌آوریم. من هم قبول دارم که این کمی یکنواخت است. اما دوستم تعبیر تندوتیزتری دارد؛ می‌گوید: «دیگر داریم خودمان را تکرار می‌کنیم.» در جواب، من همیشه به قانون مندل استناد می‌کنم که می‌گوید ما هم به نوبه‌ی خودمان انواع تازه‌تری خواهیم آورد. او اما شانه‌اش را می‌جنباند و از لی‌تای‌ لینگ نقل قول می‌آورد: «فقط نوگشتگی است که جاودان می‌سازد. آن‌که نمی‌تواند تفاوت کند، دیگر زنده نیست.»

این‌جا که می‌رسیم من جوش می‌آورم. یک روز آینه را جلوی دماغش گرفتم. آخر ما یک‌جور هستیم؟ فقط نیشخندی تحویلم داد – و برای آن‌که تصادف هم به کمک او بیاید – هنوز نیشخند از لب‌هایش دور نشده بود که سروکله‌ی پستچی پیدا شد، یک انتلکتوئل عینکی پشم‌و‌پیل‌ریخته. از همان دور رو به من فریاد زد: «آهای برنج، نامه داری.»

برنج صدایم می‌کند. ما اسم نداریم، چرا باید داشته باشیم؟ اسم به دو جور پنیر می‌دهند، به دو جور خمیردندان، به دو رمان، تا مبادا آن‌ها را با هم عوضی بگیرند. اما به دو دانه برنج؟ ما حتا روی پاکت هم آدرس نمی‌نویسیم. نامه را باز کردم، نگاهی به آن انداختم و پسش دادم.

«درست است که من فقط یک دانه‌ی کوچک برنج هستم، اما خوش ندارم مرا با کس دیگر عوضی بگیرند.»

یک دانه برنج در طول عمرش، بالا و پایین، به 300 – 200 هزار برنج دیگر برمی‌خورد. مغزمان طوری است که این تعداد را می‌توانیم به‌خاطر هم بسپاریم. توی ما برنج‌ها توهین بزرگی به حساب می‌آید اگر نتوانیم کسی را به جا بیاوریم، علی‌الخصوص اگر طرف پستچی باشد، که دیدشان درست در این جهت تیز شده است.

قیمت: 32,000 تومان
افزودن به پاکت خرید

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بزارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

مقالات پیشنهادی

 به آواز باد گوش بسپار

به آواز باد گوش بسپار

مدتی پیش از آن، تلاش کرده بودم داستان کوتاهی بنویسم که مضمون اصلی‌اش، معنای زندگی بود. هیچ وقت تمامش نکردم، اما فرایند فکر کردن به علت وجودی1 مردم، چارچوب ذهنی غریبی درست کرد؛ نوعی وسواس فکری. مرا وادار کرد همه چیز زندگی‌ام را به اعداد تبدیل کنم. این وضعیت حدود هشت ماه طول کشید. بیشتر بخوان




کتاب های پیشنهادی

 در قلمرو سكوت

در قلمرو سكوت

11,500 تومان
 بونوئلی ها

بونوئلی ها

15,000 تومان
 برادران سیسترز

برادران سیسترز

25,000 تومان
 تصرف عدوانی

تصرف عدوانی

ناموجود



Some text some message..