لوگو www.avangard.ir
× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال برای سفارش‌های بالای تومان رایگان است
قبل از پرداخت از غیر فعال بودن فیلتر شکن (VPN) مطمئن شوید.
  • هزینه ارسال پستی تا ۱ کیلوگرم ۲۵ تومان، تا ۲ کیلوگرم ۳۷ تومان، تا ۳ کیلوگرم ۴۶ تومان، تا ۴ کیلوگرم ۵۴ تومان، تا ۵ کیلوگرم ۷۲ تومان، تا ۷ کیلوگرم ۹۰ تومان است. در صورت دریافت هرگونه هزینه‌ی اضافی، وجه مذکور بازگردانده خواهد شد.
  • شمارۀ پیگیری مرسوله ازطریق پیامک به شما اطلاع داده می‌شود.
  • در صورت عدم دریافت مرسوله، مسئولیت پیگیری از شرکت پست به عهدۀ خریدار محترم خواهد بود.
  • ارسال مرسولات حداکثر ظرف یک روز کاری تحویل پست خواهد شد؛ لازم به ذکر است آوانگارد در روزهای پنج‌شنبه، جمعه و تعطیلات رسمی ارسال پستی ندارد.
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

فلیکس و سرچشمه ی اسرار

نویسنده:
اریک امانوئل اشمیت

سالهای سال، مامان دقیقاً برعکس این حالت افسرده‌ای را داشت که امروز او را این قدر از پا درآورده بود. سرزنده، پرشروشور، جستجوگر، پرهیجان، پرتب‌وتاب، او با صدایی دلنشین، باصلابت و شاداب و با تَه‌لهجه‌ی شیرین آفریقایی‌اش پرحرفی می‌کرد، از هر چیزی شگفت‌زده می‌شد، برمی‌آشفت، به همه چیز علاقه نشان می‌داد، به بیشتر چیزها می‌خندید، از صبح على الطلوع - که با مُشت‌ومال کمرم بیدارم می‌کرد - تا شب، به سرتاپایم بوسه می‌زد و شب‌هنگام مشتاقانه، حکایت‌های روزمره را برایم تعریف می‌کرد و دائم به خاطرم می‌آورد که «باید همیشه این قصه‌ها رو تعریف کرد تا به دست فراموشی سپرده نشن».

مامان کافه‌ی خیابان رَمپونو در بل‌ویل را اداره می‌کرد، سالن سرپوشیده‌ای با دیوارهای طلایی‌رنگ که اهالی حاشیه‌ی رودخانه آنجا گرد هم می‌آمدند. او مایل بود نام کافه‌اش را «سرِکار» بگذارد؛ بدین ترتیب، هر گاه یک مشتری پَروپاقرص که به بار تکیه داده بود، تلفن به دست، با زنش، شوهرش، همکارش یا رئیسش صحبت می‌کرد و آن‌ها از او می‌پرسیدند که کجاست، در نهایت صداقت جواب می‌داد: «سرکار!»

صفحه ۱۴

افزودن به پاکت خرید

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بگذارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

مقالات پیشنهادی

 احتیاط کنید سرتان به لوستر نخورد

احتیاط کنید سرتان به لوستر نخورد

مرد، او را خیلی تنها گذاشته بود. شب‌ها و روزهای بی‌شماری را تک و تنها در این خانه دورافتاده سپری کرده بود. مرد همیشه با دوستانش بود و طوری با او برخورد می‌کرد که انگار وجود ندارد. بیشتر بخوان


کتاب های پیشنهادی

book icon انتشارات قطره
مشاهده همه arrow icon
book icon به قلم اریک امانوئل اشمیت
مشاهده همه arrow icon
book icon به ترجمه‌ی شهلا حائری
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..