کتاب شهر شیشه ای
هر آنچه باید پیش از خرید کتاب شهر شیشه ای بدانید
اگر به رمانهای پستمدرن، داستانهای معمایی و پلیسی متفاوت، و واکاوی هویت، زبان و جنون در بستر نیویورک علاقه دارید، مطالعه کتاب شهر شیشه ای نوشته پل استر با ترجمه شهرزاد لولاچی و چاپ نشر افق، انتخابی بسیار ارزشمند است.
درباره کتاب شهر شیشه ای
«شهر شیشهای» نخستین رمان از سهگانه مشهور نیویورک (The New York Trilogy) نوشته پل استر است. داستان دربارهی نویسندهای به نام «دانیل کوئین» است که پس از از دست دادن خانوادهاش، با نام مستعار رمانهای پلیسی مینویسد. یک شب، اشتباه گرفته شدن تماس تلفنی که در آن شخص ناشناسی به دنبال کارآگاهی به نام «پل استر» میگردد، کوئین را وارد بازی معماگونه و پیچیدهای میکند. او هویت کارآگاه را میپذیرد و پروندهی زیر نظر گرفتن مردی تازه آزادشده از زندان را به عهده میگیرد؛ پروندهای که تدریجاً مرزهای واقعیت، هویت و زبان را در ذهن او از بین میبرد و او را در خیابانهای نیویورک به جنون و انزوا میکشاند.
درباره پل استر
پل استر، نویسنده، شاعر و فیلمنامهنویس برجسته آمریکایی، از موفقترین چهرههای ادبیات پستمدرن جهان است. او با ساختارشکنی در سنت داستانهای پلیسی و جنایی، در «شهر شیشهای» تمهای موازی همچون شانس، تقدیر، مسئله هویت و فروپاشی ذهن انسان در کلانشهرها را کاوش میکند.
درباره شهرزاد لولاچی
شهرزاد لولاچی با درک عمیق از لایههای متنی و فلسفی آثار استر، برگردانی دقیق، روان و وفادار ارائه داده تا لحن سرد، معمایی و پرتعلیق کتاب به بهترین شکل ممکن به مخاطب فارسیزبان منتقل شود.
چرا کتاب شهر شیشه ای را بخوانیم؟
- بازآفرینی رمان پلیسی: استفاده هوشمندانه از عناصر ژانر جنایی برای ورود به مباحث فلسفی، زبانشناختی و پستمدرن.
- واکاوی مفهوم هویت: کالبدشکافی نحوه فروپاشی شخصیت، تغییر نامها و حل شدن انسان در فضای شهری.
- سرآغاز سهگانه نیویورک: ورود به یکی از ماندگارترین و تأثیرگذارترین مجموعههای ادبیات معاصر جهان.
این کتاب برای چه کسانی مناسب است؟
- علاقهمندان به رمانهای پستمدرن، معمایی و روانشناختی.
- دوستداران آثار پل استر و داستانهایی که در بستری از پیچیدگیهای ذهنی و هویت جریان دارند.
جملات کتاب…
هیچ چیز واقعیتر از قضیه از یک شماره تلفن اشتباه شروع شد. نیمه شب بود که تلفن سه بار زنگ زد و صدای آن طرف خط کسی را خواست که او نبود. بعدها که هوش و حواسش سر جایش آمد و توانست به چیزهایی که سرش آمده فکر کند، فهمید که شانس نیست. هر چند این هم مدتها بعد معلوم شد. اوایل فقط این رخداد و عواقب آن در کار بود. مهم نیست که ممکن بود طور دیگری هم باشد یا همه چیز با اولین کلماتی که از دهان آن غریبه بیرون میآمد از قبل مشخص شده بود. اصل خود داستان است و اینکه معنی در کار باشد یا نباشد، اصلا ربطی به روایت آن ندارد.
صفحه ۱۲
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریعالی