کتاب فیلمنامه سفر به شب
پیرزاغنی همان طور که به بازی چرخ زنان پیش میرود مشتی نقل و پنج شاهی میپاشد نوهی خود - حوری - که عروس است؛ حوری دارد یله میشود؛ بادزن به دست و خندان و گل انداخته دم زنان از گرمای جنب وجوش و آفتاب. دوستانش درهم گویان و سر و شلوغ، هنوز ننشسته کیل میکشند؛ و در پی ایشان چندین زن و مرد دیگر که گله گله بر گلیم ها نشسته یا ایستادهاند! پایکوبی با این نشانه عملاً به آخر رسیده است. همه خندان و خوشند؛ بعضی پخش زمین میشوند و بعضی میدوند آبی به صورت بزنند یا میروند سراغ چای و شربت و آب خوردن. میان زنانی که از سطلها جام آب به این و آن میدهند صفورا، مادر داماد رو بر میگرداند و ندا میدهد.
صفحه ۱۰
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید