× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال خرید آنلاین برای پاکت خرید بالای تومان رایگان است
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

رولت قفقازی

نویسنده:
ویکتور مرژکو

پرده نخست

کوپه دونفره با جای خواب. 

پرده‌های پنجره کشیده شده‌اند و واگن نیمه‌تاریک است. قطار بسرعت در حرکت است. صدای چرخهای قطار ملایم و منظم به‌گوش می‌رسد. 

آنا روی یکی از تختها گلوله شده و به خواب عمیقی فرو رفته است. روی میز داخل کوپه یک بطری نیمه‌خالی، یک لیوان چای سرد و بشقاب مزه قرار دارد.

کسی از بیرون می‌کوشد در را باز کند. بالاخره موفق می‌شود. ماریا با احتیاط پا به درون کوپه می‌گذارد. لباس ساده‌اش توجهی برنمی‌انگیزد. هیچ وسیله‌ای همراه ندارد؛ به قول معروف: زنی با دستان خالی. با احتیاط در را پشت سر خود می‌بندد. از زیر کمرِ دامن گشادش، شیئی را در می‌آورد و آن را پشت شوفاژ کوپه پنهان می‌کند. روی تخت خالی می‌نشیند و هنگامی که می‌بیند آنا متوجه حضور او نیست، دست زیر بالش او می‌برد و چیزی از آنجا بیرون می‌کشد. یافته‌اش را بسرعت زیر تشک خود پنهان می‌کند. مدتی طول می‌کشد تا خونسردی‌اش را به دست آورد. سپس دراز می‌کشد: پشت به همسفر خود، در حالی که پتو را روی خود کشیده و مدتی غلت می‌زند، خیلی زود با صدای چرخ قطار آرام می‌گیرد.

افزودن به پاکت خرید

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بزارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

مقالات پیشنهادی

 «به چه می‌خندید؟ به خودتان؟»

«به چه می‌خندید؟ به خودتان؟»

نیکالای واسیلیویچ گوگول، در نمایشنامه‌ی بازرس، اوضاع و شرایط اجتماعی و ساختار بوروکراتیک و فاسد نهادهای حکومتیِ زمان خود را به تصویر می‌کشد؛ آمدن بازرسی به شهر و ایجاد تشویش از خبر آمدنش در اذهان مقامات. بیشتر بخوان


کتاب های پیشنهادی

book icon انتشارات هرمس
مشاهده همه arrow icon
book icon به ترجمه‌ی آبتین گلکار
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..