× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال خرید آنلاین برای پاکت خرید بالای تومان رایگان است
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

ذرت سرخ

نویسنده:
مو یان

خشمِ فرمانده جیانگ به سرعت جایش را به لبخند داد. «فرمانده يو، از حرف‌های من اشتباه برداشت کردی. ما هرگز از دوستان‌مون چیزی نمی‌دزدیم. اگه ما نمی‌تونیم با هم کنار بیایم، به این معنا نیست که همسو نیستیم.»

او به طرف سربازانش برگشت و گفت «میدون جنگ رو پاک‌سازی کنید. هم‌ولایتی‌هامون رو دفن کنید و فراموش نکنید همه‌ی پوکه‌ها رو جمع کنید.» سربازان در جست‌وجوی پوکه‌ها در میدان نبرد پراکنده شدند. هنگامی که اجساد را دفن می‌کردند، کشمکشی میان بازمانده‌ها و سگ‌های وحشی رخ داد که باعث تکه‌تکه شدن بسیاری از اجساد شد.

جیانگ گفت «تو بدمخمصه‌ای گیر افتاده‌یم فرمانده یو. ما نه اسلحه داریم نه مهمات و از هر ده تا پوکه‌ای هم که به مهمات‌سازی برگردوندیم تا دوباره پُرشون کنن، پنج تا معیوب از آب دراومدن. مابين لِنگِ آبله‌رو که ما رو تحت فشار قرار داده و مزدورهایی که ما رو می‌کُشن گیر افتاده‌یم، در نتیجه، تو مجبوری به ما تعدادی از اسلحه‌هایی رو بدی که این‌جا انبار کرده‌ای. به هنگ جیائوگائو بی‌اعتنایی نکن.»

صفحه ۲۲۴

افزودن به پاکت خرید

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بزارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

مقالات پیشنهادی

 پاییز فصل آخر سال است

پاییز فصل آخر سال است

گوشی را که برداشتم، گفت: «سلام لیلا خانم. امیر صالحی هستم. شماره‌ی شما را از ساغر گرفته‌ام.» گفت دارند یک روزنامه‌ی جدید درمی‌آورند. گفت هر روز سه صفحه‌ی فرهنگی دارند. یک صفحه‌اش ظهر می‌رود برای چاپ، دو صفحه‌اش عصر، گفت اگر فرصت دارم و اگر دوست دارم، یکشنبه عصر سری به‌شان بزنم. بیشتر بخوان


کتاب های پیشنهادی

book icon انتشارات چشمه
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..