لوگو www.avangard.ir
× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال برای سفارش‌های بالای تومان رایگان است
قبل از پرداخت از غیر فعال بودن فیلتر شکن (VPN) مطمئن شوید.
  • هزینه ارسال پستی تا ۱ کیلوگرم ۲۵ تومان، تا ۲ کیلوگرم ۳۷ تومان، تا ۳ کیلوگرم ۴۶ تومان، تا ۴ کیلوگرم ۵۴ تومان، تا ۵ کیلوگرم ۷۲ تومان، تا ۷ کیلوگرم ۹۰ تومان است. در صورت دریافت هرگونه هزینه‌ی اضافی، وجه مذکور بازگردانده خواهد شد.
  • شمارۀ پیگیری مرسوله ازطریق پیامک به شما اطلاع داده می‌شود.
  • در صورت عدم دریافت مرسوله، مسئولیت پیگیری از شرکت پست به عهدۀ خریدار محترم خواهد بود.
  • ارسال مرسولات حداکثر ظرف یک روز کاری تحویل پست خواهد شد؛ لازم به ذکر است آوانگارد در روزهای پنج‌شنبه، جمعه و تعطیلات رسمی ارسال پستی ندارد.
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

دکتر محمد ملکی استادی برای همه فصول

نویسنده:
صادق زیباكلام

دکتر ملکی دو، سه بار در آن چند روز تحصن روحانیون سر زد. من دیگر او را ندیدم تا یک روز نزدیکی‌های ۲۲ بهمن دکتر ابهری در باشگاه به من گفت که فردا بعدازظهر ته باشیم. پرسیدم یعنی دکتر ملکی می‌خواهد یک جلسه داشته جلسه سازمان؟ گفت نه ظاهراً می‌خواهند یک سازمان اسلامی از اساتید تشکیل دهند. گفتم یعنی چی؟ گفت من هم خیلی موافق نیستم ولی خیلی ها ملکی را گذاشته‌اند تحت فشار برای به راه انداختن یک تشکیلات اسلامی از اساتید. فردای آن روز در یکی از اطاق‌های باشگاه دانشگاه در حدود ۲۰ نفر آمده بودند ولی دکتر ملکی نیامده بود. به جز دو، سه نفر مابقی را نمی‌شناختم. دکتر ابهری همگی را معرفی کرد؛ نکته جالب ۷، ۸ نفر بودند که اساتید دانشگاه‌های پلی تکنیک و شهید بهشتی بودند.

صفحه ۱۰۱

افزودن به پاکت خرید

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بگذارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

  • ناشر : روزنه
  • تعداد صفحات: 167
  • شابک: 9789643344979
  • شماره چاپ: 2
  • سال چاپ: 1394
  • موجودی : 1 عدد
  • نوع جلد: شمیز
  • دسته بندی: سرگذشتنامه
  • امتیاز:

مقالات پیشنهادی

 مثل خون در رگ‌های من

مثل خون در رگ‌های من

متن کتاب مثل خون در رگ های من هرچه بیشتر می‌بینمت، احتیاجم به دیدنت بیشتر می‌شود. دیروز چند لحظه‌ی کوتاه بیشتر ندیدمت. تمام سرشب، تنها و بی‌هدف در خیابان‌های تاریک و خلوت این اطراف راه رفتم و به تو فکر کردم. شاید اگر بیرون نمی‌رفتم، می‌توانستم دفعات بیشتری ببینمت، ولی چون به‌ات گفتم که بروی بخوابی و قبول نکردی، ناچار رنج ندیدن تو را به خودم هموار کردم و از خانه بیرون رفتم که بروی استراحت کنی. فکر نمی‌کنی اگر مریض بشوی و بیفتی، با این وضعی که داریم چه خواهد شد؟ بیشتر بخوان


کتاب های پیشنهادی

book icon انتشارات روزنه
مشاهده همه arrow icon
book icon به قلم صادق زیباكلام
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..