کتاب خمره و خمره
آن سال درختان زیتون با وجود هوای مهآلود پُربارتر شده و انگار از لج آن هوا زیتون بیشتری داده بودند.
دُن لولّوزیرافا که ارباب مزرعهای پُررونق بود، با در نظر گرفتن اینکه گنجایش پنج خمرهای که در انبار داشت برای محصول روغن زیتون آن سال کفایت نمیکرد، به موقع یک خمرة ششم و بزرگتر به کوزهگرهای دهکدة سانتو استفانو دیکاماسترا در همان نزدیکی سفارش داده بود. آنجا خمرههایی میساختند که قدشان تا شانة یک مرد میرسید و مثل خمرههای سابقش لعابخورده بودند. خمرة جديد حسابی شکمدار و باشکوه بود، انگار مادر روحانيِ آن پنج خمرة دیگر باشد. خمرههای قبلی در مقایسه با آن مثل خواهرهای روحانیِ ریزنقش به چشم میآمدند.
صفحه ۱۹
پنج کتابی که از گابریل گارسیا مارکز باید بخوانیم
گابریل گارسیا مارکز٬ رماننویس، نویسنده، روزنامهنگار، ناشر و فعال سیاسی کلمبیایی
«خوشا به حالت! هیچ فکر نمیکردم که به همین زودی مرا ترک کنی...»
بخشی از کتاب «هیچ یک از آنها باز نمی گردد» اثر آلبا دسس پدس
پیشنهاد نویسندگان بزرگ؛ صد سال تنهایی
کتاب صد سال تنهایی اثر گابریل گارسیا مارکز
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید