لوگو www.avangard.ir
× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال برای سفارش‌های بالای تومان رایگان است
قبل از پرداخت از غیر فعال بودن فیلتر شکن (VPN) مطمئن شوید.
  • هزینه‌ی ارسال پستی تا ۲ کیلو‌گرم ۳۰٫۰۰۰ تومان تا ۳ کیلوگرم ۵۵٫۰۰۰ تومان از ۴ کیلوگرم بالاتر ۷۵٫۰۰۰ تومان است. در صورت دریافت هرگونه هزینه‌ی اضافی، وجه مذکور بازگردانده خواهد شد.
  • شمارۀ پیگیری مرسوله ازطریق پیامک به شما اطلاع داده می‌شود.
  • در صورت عدم دریافت مرسوله، مسئولیت پیگیری از شرکت پست به عهدۀ خریدار محترم خواهد بود.
  • ارسال مرسولات حداکثر ظرف یک روز کاری تحویل پست خواهد شد؛ لازم به ذکر است آوانگارد در روزهای پنج‌شنبه، جمعه و تعطیلات رسمی ارسال پستی ندارد.
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

خدمتکار و پروفسور

نویسنده:
یوکواوگاوا

جذر می‌خواست تا آن جا که می‌شود درباره ی ایناتسو اطلاعات جمع کند تا موقع شنیدن گزارش رادیویی مسابقه حرف هایش هم برای پروفسور و هم برای من بیشتر قابل باور باشد. موقعی که من داشتم روی آن مساله‌ی ریاضی کار می‌کردم جذر هم داشت روی مشکل موضوع ایناتسو کار می‌کرد. این‌ طوری بود که یک روز وقتی داشتم مجله ی مصور بازیکنان بیس‌بال را که جذر از کتابخانه آورده بود، ورق می‌زدم با دیدن تصویر ایناتسو جا خوردم. شماره لباسش 28 بود. هنگامی که از مدرسه ی ورزشی اوزاکا گاکویین فارغ‌التحصیل شده و به تیم تایگرز پیوسته بود سه شماره را به او پیشنهاد داده بودند: 1 یا 13 یا 28. ایناتسو شماره‌ ی 28 را انتخاب کرده بود. با این حساب او تمام دوران ورزشی‌اش را با یک عدد کامل روی پشت لباسش سر کرده بود.


دیدگاه خود را با ما به اشتراک بگذارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

  • مترجم: کیهان بهمنی
  • ناشر : آموت
  • تعداد صفحات: 248
  • شابک: 9786006605173
  • شماره چاپ: 11
  • سال چاپ: 1397
  • نوع جلد: شمیز
  • دسته بندی:
  • امتیاز:

مقالات پیشنهادی

 جنگ چهره زنانه ندارد

جنگ چهره زنانه ندارد

«ما توی زمین زندگی می‌کردیم... مثل موش کور... بهار که می‌شد یه شاخه می‌آوردی و می‌ذاشتی رو تاقچه. تماشاش می‌کردی و شاد می‌شدی. آخه فردا ممکن بود نباشی. به این خاطر به خودت فکر می‌کنی. و سعی می‌کنی شاخه رو به خاطر بسپاری... از خونه برای یکی از دخترها لباس زنانه‌ی پشمی فرستادن. ما حسودی‌مون می‌شد، با این‌که می‌دونستیم امکان پوشیدن لباس شخصی تو جنگ وجود نداشت. ارشدمون که مرد بود، غر زد و گفت «بهتر بود واسه‌ت ملافه می‌فرستادن. فایده‌ش بیشتر بود.»  بیشتر بخوان


کتاب های پیشنهادی

book icon انتشارات آموت
مشاهده همه arrow icon
book icon به ترجمه‌ی کیهان بهمنی
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..