× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال خرید آنلاین برای پاکت خرید بالای تومان رایگان است
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

جامه دران

نویسنده:
ناهید طباطبایی

محمود، امروز اولین باری است که تنها سر خاکت می‌آیم. جایت همه جا خالی است. همه دلشان برای تو تنگ شده، حالا می‌فهمم که چراغ خانه‌ی ما تو بودی. دیگر کمتر کسی به سراغم می‌آید. گل‌هایت را خودم آب می‌دهم و هَرَس‌شان می‌کنم. یک جور کود جدید پیدا کرده‌ام که می‌گویند خیلی خوب است. بوته‌ی رُزِ سرخ دارد خشک می‌شود. گفته‌ام فردا یک باغبان بیاید و آن را ببیند ولی هرگز باغچه را دست کسی نمی‌سپرم، فقط خودم. بهاره می‌گوید دارم می‌زنم روی دست تو. بهاره مرتب یادت می‌کند، محمد هم خیلی مهربان است. و شیرین یک روز در میان حتماً سر می‌زند، در واقع امروز آمده‌ام ازت گله کنم. بین چه بر سرمان آمده؛ کاشکی شیرین را نمی‌آوردیم. تو باید فکر این روزها را می‌کردی. می‌بینی توی چه دردسری افتاده‌ام؟! دارم دیوانه می‌شوم.

صفحه ۵۰

افزودن به پاکت خرید

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بزارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

  • ناشر : چشمه
  • تعداد صفحات: 116
  • شابک: 9786002293503
  • شماره چاپ: 3
  • سال چاپ: 1394
  • موجودی : 1 عدد
  • نوع جلد: شمیز
  • دسته بندی: داستان فارسی
  • امتیاز:

مقالات پیشنهادی

 هفته‌ی چهل و چند

هفته‌ی چهل و چند

دیوار چین طولانی‌تر از چیزی بود که در عکس‌ها دیده بودم. شکوه و غم را یک‌جا ریخت توی دلم. میان طبیعت سبز و بکر راه خودش را باز کرده بود و رفته بود بالا. پایم را که روی اولین پله‌ی سنگی گذاشتم، سنگینی تاریخ انسانی‌اش آوار شد روی شانه‌هایم. دستم را گذاشتم روی شکمم. «شکوفه‌ی سیب، این‌جا رو یادت بمونه.» یادش نمی‌ماند. بعدها که دنیا می‌آمد و عقل‌رس می‌شد، باید می‌نشستم و دخترک یا پسرک را می‌نشاندم روی پاهایم. بیشتر بخوان


کتاب های پیشنهادی

book icon انتشارات چشمه
مشاهده همه arrow icon
book icon به قلم ناهید طباطبایی
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..