× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال خرید آنلاین برای پاکت خرید بالای تومان رایگان است
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

تنهایی این بود

نویسنده:
خوآن خوسه میاس

النا داشت موهای پایش را در حمام می‌زد که تلفن زنگ زد و به او خبر دادند که مادرش همین الآن از دنیا رفته. بطور غریزی به ساعت نگاهی انداخت و سعی کرد این لحظه را در حافظه‌اش نگه دارد؛ شش و سی دقیقه‌ی بعد از ظهر. با اینکه روزها یواش یواش بلند و بلندتر می‌شدند، به خاطر چند تکه ابر که از اواسط روز مثل یک سقف بر بالای شهر جمع شده بودند هوا تقریبا تاریک بود. همانطور که گوشی دستش بود و به حرفهای شوهرش که از آن طرف خط سعی می‌کرد هم تأثیرگذار باشد و هم مهربان گوش می‌داد با خودش فکر کرد بهترین ساعت برای رفتن از این دنیا بود.

- خودم می‌آیم دنبالت و با هم می‌رویم بیمارستان. برادرت هم آنجاست 

پرسید: خواهرم چطور؟ چه کسی به خواهرم خبر می‌دهد؟

افزودن به پاکت خرید

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بزارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

مقالات پیشنهادی

 پارچه فروش عاشق

پارچه فروش عاشق

پیش از اختراع موبایل در آداب‌ دلبری هر روز که بیدار می‌شدم به آینه نگاه می‌کردم، زل می‌زدم به ابروی چاچی می‌گفتم: من شهید تیغ ابروی تواَم / خاکم و آسوده‌ی روی تواَم. بیشتر بخوان


کتاب های پیشنهادی

book icon انتشارات گویا
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..