× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال خرید آنلاین برای پاکت خرید بالای تومان رایگان است
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

باران تابستان

نویسنده:
مارگریت دوراس

ژَن ساکت نشسته بوده جلوش، بعد پدر بیدار شده. کمی خجل بوده، بعد هم از ژَن عذرخواهی کرده، به ژَن گفته که عذاب می‌کشد، گفته که دچار همان عذابی است که گاهی، وقتی جوان بودند، از دست مادر می‌کشید. بعد گفته که نباید به این ملال توجه کرد، این هم مثل آن یکی، که مادر باعثش شده بود، تمام می‌شود.

پدر می‌خواسته برود مرکز شهر، کله‌اش کمی گرم بوده، نگاهش به ژَن همان اضطراب قبلی را دارد، وقتی که ژَن با تمام وجود از سعادت عجیبش حرف می‌زد. حالتش طوری است که انگار نگاه کردن به ژَن باعث مرگش می‌شود. در وجود ژَن چیزی می‌بیند که کسی جز او نمی‌تواند ببیند. در او حزنی را می‌بیند که خود ژَن از آن بی‌خبر است، حزنی باشکوه، حزنی دهشتناک. 

پدر به ژَن گفته است که تو مثل مادرت وحشی هستی، شبیه او هستی. ژَن لبخند زده است.

باد از وزیدن باز ایستاده؛ تردد ماشین‌ها در بزرگراه کمتر شده است. نورِ چراغ‌های فراز جاده بر حاشیة سیمانِ سیاه ثابت است. نگاه ژَن به نورِ چراغ‌هاست.

صفحه ۷۹

افزودن به پاکت خرید

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بزارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

مقالات پیشنهادی

 فریادهایی از سرزمین دوردست

فریادهایی از سرزمین دوردست

نایب کنسول  روایت ‌گر ماجراهایی است که در لاهور و کلکته بر ژان مارک دناش، نایب کنسول فرانسه، گذشته‌ است که با گذشتن از وقایع گوناگون به مقام نایب کنسولی می‌رسد و در کلکته با زنی به نام آنماری اشترتر آشنا می‌شود. بیشتر بخوان


کتاب های پیشنهادی

book icon انتشارات اختران
مشاهده همه arrow icon
book icon به قلم مارگریت دوراس
مشاهده همه arrow icon
book icon به ترجمه‌ی قاسم روبین
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..