کتاب اینترنت با مغز ما چه می کند
پیش از خرید کتاب اینترنت با مغز ما چه می کند بخوانید
این کتاب اثری تحلیلی، علمی و دغدغهمند در حوزه علوم شناختی و رسانه است. در کلیت این اثر، با کاوشی عمیق در این موضوع روبهرو میشویم که چگونه ابزارهای دیجیتال و در رأس آنها اینترنت، ساختار فیزیکی و تواناییهای ذهنی انسان مدرن را دگرگون میکنند.
درباره کتاب
نیکلاس کار در کتاب اینترنت با مغز ما چه می کند با نگاهی به مطالعات تاریخی، علمی و عصبشناختی، تأثیرات شناختی اینترنت را بر ذهن انسان میکاود. او با طرح این پرسش کلیدی که «آیا اینترنت ما را احمق میکند؟» تبیین میکند که چگونه غرق شدن در فضای مجازی، توانایی ما را برای تمرکز، تفکر عمیق و مطالعه طولانیمدت کاهش میدهد. کتاب نشان میدهد که مغز انسان به دلیل انعطافپذیریاش، خود را با شیوه پردازش سریع و سطحی اطلاعات در وب وفق میدهد و در این میان، پیوند عمیق ما با حافظه شخصی و تفکر تأملی آرامآرام تضعیف میشود.
خواندن کتاب اینترنت با مغز ما چه می کند به چه کسانی پیشنهاد می شود
- علاقهمندان به علوم شناختی و عصبشناسی: کسانی که میخواهند تأثیرات بیولوژیکی و فیزیکی فناوری بر مغز انسان را به شکل علمی درک کنند.
- دانشجویان و پژوهشگران رسانه و ارتباطات: افرادی که مایلاند پیامدهای عمیق فرهنگی، روانشناختی و اجتماعی ابزارهای دیجیتال را بررسی کنند.
- هر فردی که احساس حواسپرتی مداوم دارد: مخاطبانی که میخواهند بر پراکندگی ذهنی ناشی از بمباران اطلاعاتی وب غلبه کرده و توانایی مطالعه عمیق را بازیابند.
معرفی نویسنده
نیکلاس کار، نویسنده و اندیشمند برجسته آمریکایی است که به طور ویژه در حوزه فناوری، فرهنگ و اقتصاد قلم میزند. کتابهای او، به ویژه این اثر که فینالیست جایزه پولیتزر نیز بوده است، به دلیل نقد هوشمندانه و علمی جریانهای تکنولوژیک، در سراسر جهان مورد توجه قرار گرفتهاند.
این اثر تفکربرانگیز با ترجمه محمود حبیبی توسط نشر گمان به چاپ رسیده است.
جملات کتاب اینترنت با مغز ما چه می کند
«آیا اینترنت ما را احمق میکند؟» پرسشی که نیکلاس کار مطرح کرد، تلنگری بود برای آغاز یکی از مهمترین بحث های دوران: وقتی از مواهب اینترنت لذت می بریم آیا در واقع توانایی مان را برای خواندن و تفکر عمیق فدا میکنیم؟ کار در این کتاب با نگاهی به مطالعات تاریخی و علمی می کوشد تأثیرات شناختی اینترنت را بر ذهن آدمی بکاود.
حق با سقراط بود. وقتی مردم به نوشتن افکار خودشان و خواندن افکار دیگران که قبلا نوشته شده عادت کنند، وابستگی آنها به محتویات حافظهشان کمتر میشود. چیزهایی که در گذشته باید در سر ذخیره میشدند، حالا با نوشتن در الواح و طومارها یا در اوراق کتب خطی ثبت میشدند. همانطور که این خطیب بزرگ پیشبینی کرده بود، کمکم مردم چیزها را نه «از درونشان بلکه با کمک نشانههای خارجی بهخاطر میآوردند.» با پیدایش و گسترش حروف چاپی و گسترش همزمان نشر و سواد وابستگی به حافظه شخصی بیش از پیش کاهش یافت. کتابها و نشریات موجود در کتابخانهها یا قفسههای کتاب منازل مکملی شدند برای انبارخانه زیستی مغز. مردم دیگر مجبور نبودند هر چیزی را به خاطر بسپرند، بلکه فقط کافی بود در کتاب دنبال آن بگردند.
صفحه 347
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید