× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال خرید آنلاین برای پاکت خرید بالای تومان رایگان است
قبل از پرداخت از غیر فعال بودن فیلتر شکن (VPN) مطمئن شوید.
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

اومون را

نویسنده:
ویکتور پلوین

فکر کنم بیشتر مردم مسکو خیلی خوب می‌دانند زمانی که در صف‌های بی‌پایان دنیای بچه‌ها ایستاده‌اند یا با مترو از ایستگاه ژرژینکایا عبور می‌کنند زیر پای‌شان چه می‌گذرد، برای همین وقتم را برای توضیح تلف نمی‌کنم. فقط کافی است بگویم ماکت راکت ما به شدت واقعی به‌نظر می‌آمد و این‌قدر فضا بود که یکی دیگر هم کنارش قرار بگیرد. آسانسور به معنای واقعی کلمه باستانی بود، مال دوران پیش از جنگ، و این قدر آهسته حرکت می‌کرد که می‌شد داخلش چندین صفحه کتاب خواند. 

ماکت موشک یک جورهایی وصله‌پینه‌ای بود و قطعه‌ها با بی‌دقتی به هم متصل شده بودند، ولی کارگاهِ خدمه درست شبیه نمونه‌ی واقعی بود. تمام‌شان برای آموزش‌های عملی‌یی طراحی شده بودند که من و میتیوک فعلاً قرار نبود درشان نقشی داشته باشیم، ولی به هر حال ما را فرستادند به جایی بسیار پایین‌تر، اتاقی وسیع که دو تابلو به دیوارش آویزان بود که پنجره‌ای رو به منظره‌ی مسکوِ در حال ساخت روی‌شان نقاشی شده بود. هفت تخت آن‌جا بود که به‌مان فهماند به زودی چند نفر دیگر به ما ملحق خواهند شد. خوابگاه با آموزشگاه که ماکت در آن قرار گرفته بود به اندازه‌ی سه دقیقه پیاده‌روی فاصله داشت. نکته‌ی عجیبِ راجع به آسانسور این بود که بالا رفتنش از پایین آمدنش هم کندتر بود.

افزودن به پاکت خرید

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بزارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

مقالات پیشنهادی

 اگر در زندگی‌تان موفق نبوده‌اید لااقل در مرگتان موفق باشید

اگر در زندگی‌تان موفق نبوده‌اید لااقل در مرگتان موفق باشید

 مغازه‌ای وجود دارد که با شعار معروفش «شما فقط یک‌بار می‌میرید، پس کاری کنید که اون لحظه فراموش‌نشدنی باشه» به انسان‌ها کمک می‌کند که مرگی دلخواه داشته باشند؛ مغازه‌ای پر از طناب‌های دار، سم‌های کشنده، حیوانات زهرآگین، گلوله‌های تفنگ و روش‌های خفگی. صاحبان آن خانوادۀ «تواچ» هستند، که از چندین نسل قبل به این کار مشغول بوده‌اند و به مشتری‌هایشان کمک می‌کرده‌اند که مرگی دلخواه داشته باشند. بیشتر بخوان
 جنگ چهره زنانه ندارد

جنگ چهره زنانه ندارد

«ما توی زمین زندگی می‌کردیم... مثل موش کور... بهار که می‌شد یه شاخه می‌آوردی و می‌ذاشتی رو تاقچه. تماشاش می‌کردی و شاد می‌شدی. آخه فردا ممکن بود نباشی. به این خاطر به خودت فکر می‌کنی. و سعی می‌کنی شاخه رو به خاطر بسپاری... از خونه برای یکی از دخترها لباس زنانه‌ی پشمی فرستادن. ما حسودی‌مون می‌شد، با این‌که می‌دونستیم امکان پوشیدن لباس شخصی تو جنگ وجود نداشت. ارشدمون که مرد بود، غر زد و گفت «بهتر بود واسه‌ت ملافه می‌فرستادن. فایده‌ش بیشتر بود.»  بیشتر بخوان
 همه‌مان مسافر این کشتی سوراخ بودیم...

همه‌مان مسافر این کشتی سوراخ بودیم...

بعضی وقت‌ها چیزها همانی هستند که می‌بینی، نمی‌شود انتظار بیشتری ازشان داشت. بهترین کسی که می‌تواند خوابی را تعبیر کند خود همان کسی است که خواب را دیده. پولت را بگذار توی جیبت بماند. یا برو روی یک اسب خوب شرط ببند بیشتر بخوان
 لمیدگی حالت طبیعی ایشان بود

لمیدگی حالت طبیعی ایشان بود

داستان تنبل‌ترین شخصیت تاریخ ادبیات؛ ایلیا ایلیچ آبلوموف. بیشتر بخوان


کتاب های پیشنهادی

book icon انتشارات چشمه
مشاهده همه arrow icon
book icon به ترجمه‌ی پیمان خاكسار
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..