کتاب امنیت و دو داستان دیگر
«شوهرتان هنوز زنده است.» صدای خش دار آن آشنا نبود، دنبال چیزی میگشتم، هرچیزی که بتوانم با استناد به آن حرفهایش را باور کنم. به حرفهای آن که پشت خط است اعتماد کنم و بدانم شوهرم واقعاً نمرده است. مدرک، مدرک میخواستم. میخواستم بپرسم کجا، کی، چطور، دوست، دشمن، نزدیک یا دور است. درعوض سفت و سخت درآمدم.
«اگر راست بگویی، برایت دعا میکنم.» «البته که راست میگویم. شوهرتان را دیشب دیدم، همین دیشب با هم توی یک سلول بودیم. از من خواست با شما تماس بگیرم و اسم و شمارهی تلفن شما را داد.»
صفحه ۳۰
عشقی به خنکای شبهای تابستان
مروری بر نمایشنامهی رویا در شب نیمهی تابستان اثر ویلیام شکسپیر
مروری بر ماندگارترین آثار ادبیات جهان
10 رمان کلاسیک خواندنی؛ کتابهایی که باید در کتابخانهتان داشته باشید
خانهای غیرمعمولی برای خانوادهای غیرمعمولی
معرفی کتاب کودک چرا ما خارج از شهر زندگی میکنیم؟ نوشته پتر اشتام
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید