× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال خرید آنلاین برای پاکت خرید بالای تومان رایگان است
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

ارباب ها

نویسنده:
ماریانو آزوئلا

موقع بازگشت به شهر، همه شاد و سرخوش بودند. رودریگزو اسپرانز، شانه به شانه‌ی هم ،پیاده به دنبال گاری گام برمی داشتند تا از تماشای مناظر طبیعت بیش تر لذت ببرند. خورشید داشت غروب می کرد . رودریگز، گویی در رؤیا و به عادت روزگار قدیم ، به عادت آن روزها که اسپرانزا کودکی بیش نبود،شروع کرد به خودمانی حرف زدن .« غروب چه زیباست! ببین سیم های تلگراف به هلال‌های نور شبیهند و کلبه‌های خشتی رنگ ارغوانی به خود گرفته‌اند.

صفحه 55

افزودن به پاکت خرید

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بزارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

مقالات پیشنهادی

 چشمانی اشک‌بار و گذشته‌ای نفرین شده

چشمانی اشک‌بار و گذشته‌ای نفرین شده

داستانی مرموز و تب‌آلود درباره جوانی مردم‌گریز و دختری با گذشته‌ی نامعلوم و پیرمردی با پوزخندهایی شماتت‌بار. بیشتر بخوان


کتاب های پیشنهادی

book icon انتشارات ماهی
مشاهده همه arrow icon
book icon به ترجمه‌ی سروش حبیبی
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..