× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال خرید آنلاین برای پاکت خرید بالای تومان رایگان است
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

احتیاط کنید سرتان به لوستر نخورد

نویسنده:
رسول یونان

«نمی‌شه فردا بری، می‌ترسم به قطار نرسی!»

زن بی‌آنکه نگاه کند جواب داد: «تو نگران من نباش! می‌رسم.»

مرد فرصت را غنیمت شمرد و گفت:

«آخه چه جوری می‌خوای به ایستگاه بری!»

زن با زهرخندی که لبانش را از هم باز کرد جواب داد:

«همون‌جوری که وقتی منو این‌جا تنها می‌ذاشتی خودمو به بیمارستان و نمی‌دونم جاهای دیگه می‌رسوندم!»

مرد، او را خیلی تنها گذاشته بود. شب‌ها و روزهای بی‌شماری را تک و تنها در این خانه دورافتاده سپری کرده بود. مرد همیشه با دوستانش بود و طوری با او برخورد می‌کرد که انگار وجود ندارد.

خیلی از آدم‌ها کنار ما هستند که جاهای خالی زندگیمان را پر می‌کنند اما ما آن‌ها را نمی‌بینیم. وقتی رفتند و جاهای خالی دوباره خودشان را نشان دادند تازه به اهمیت حضور چنین آدم‌هایی پی می‌بریم. اما دیگر دیر شده و کاری از دست ما برنمی‌آید.

باز مرد بی‌آن‌که به زن اطلاعی بدهد به سفر رفته بود و پس از ده روز، امروز ظهر به خانه برگشته بود؛ اما نه‌تنها معذرت‌خواهی نکرده بود بلکه در جواب اعتراض او تشر زده بود که به تو مربوط نیست. بعد به اتاقش رفته بود و استراحت کرده بود. زن به این نتیجه رسیده بود که باید برود. به پدرش تلفن کرده بود که دارد برای همیشه پیش او برمی‌گردد. 


افزودن به پاکت خرید

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بزارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

مقالات پیشنهادی

 رنج زیبایی که نامش مادرانگی‌ست

رنج زیبایی که نامش مادرانگی‌ست

دغدغه‌های ریز و ظریفی در سر مادرها می‌چرخد که جز خودشان، اغلب کسی از آن‌ها با خبر نیست و همین دغدغه‌ها و فکرهاست که تجربه‌ی مادر شدن را برای هر زنی منحصربه‌فرد می‌کند. بیشتر بخوان


کتاب های پیشنهادی

book icon انتشارات ثالث
مشاهده همه arrow icon
book icon به قلم رسول یونان
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..