خدا تو را گرفتار و اسیر این مرد نکند
کتاب بامداد خمار؛ معرفی، خلاصه داستان و نقد رمان فتانه حاج س...
تپه ای سرسبز کنار خیابان که بالای آن یک کیوسک لیمویی به چشم می خورد. کنار کیوسک روی حصیر پیرمردی نشسته و سیگار می کشد. با بالا رفتن پرده، زن جوانی در حالی که چتر به دست گرفته از سمت راست وارد صحنه میشود روزی کاملاً آفتابی است.
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید