× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال خرید آنلاین برای پاکت خرید بالای تومان رایگان است
قبل از پرداخت از غیر فعال بودن فیلتر شکن (VPN) مطمئن شوید.
  • هزینه ارسال پستی زیر ۶۰۰ گرم ۱۵ هزار تومان و بالای ۶۰۰ گرم ۲۳ هزار تومان، در صورتی که مبلغ اضافه‌ای بابت پست با هزینه پاکت یا کارتن دریافت شده باشد به شما برگشت داده خواهد شد.
  • شمارۀ پیگیری مرسوله از طریق تلفن یا پیامک به شما اطلاع داده می‌شود.
  • در صورت عدم دریافت مرسوله، مسئولیت پیگیری از شرکت پست به عهدۀ خود شماست.
  • سفارشات پستی به غیر از روزهای پنج شنبه و جمعه و تعطیلات رسمی حداکثر ظرف 1 روز کاری تحویل پست داده خواهد شد.
تماس با پشتیبانی از ساعت 10 صبح-4 بعدظهر به غیر از پنج‌شنبه‌ها و جمعه‌ها و روزهای تعطیل. گفتگوی آنلاین تمام روزهای از ساعت 10 صبح تا 10 شب.
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

مجله کاروان (۲۴) فریدا کالو

سخن پایانی

فریدا کالو از زمره هنرمندانی‌ست که به انتزاع علاقه نداشت. به کوبیسم (حجم‌گرایی یا مکعب‌گرایی) توجه نکرد و علی‌رغم اینکه او را سوررئالیست می‌نامیدند خود را ازین اسلوب کاری و فکری بری می‌دانست. او همواره بیانگر آمالِ زن رنج دیده باقی ماند.

اندیشه‌های سوسیالیستی فریدا مانع نشد وی از خودش دست بشوید. در آثار وی، خودش و فردیتش، زندگی شخصی‌اش و جایگاهش به مثابه‌ی زن، یک همسر کامیاب نشده و یک زنِ مادر نشده، بیشتر از هر چیز نمود دارند. او با نمایش بارز وجوه زنانه‌ی خود، با رویکرد به آرایش‌هایی منحصر به خودش، تزیین موهای سرش با گل و... ناکامی‌های خود را در عشق پوشش می‌داد. او چنان زنی نموده شد که تلاش می‌کرده وجوه زنانه‌ی خود را به رخ بکشد.

صفحه ۷۶

افزودن به پاکت خرید

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بزارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

  • تعداد صفحات: 150
  • شماره: 24
  • سال انتشار: 1399
  • دوره نشر: فصلنامه
  • فصل انتشار: پاییز
  • ناشر: کاروان

مقالات پیشنهادی

 اجازه می فرمائید گاهی خواب شما را ببینم

اجازه می فرمائید گاهی خواب شما را ببینم

پنجشنبه‌ 14 اسفند ساعت 11 صبح من عاشق شدم. هوا ابری بود و همه‌ی باران‌های عالم سر من می‌ریخت. گفتن از آن روزی که عاشق شدم چه خوب است. مثل این است که روی زخمی را بخارانی، نه بیشتر. عشق مثل دامنی گر گرفته است، به هر طرف که می‌دوی شعله‌ورتر می‌گردی. چیزی به ظهر نمانده بود، تا سه شمردم و پنجره را باز کردم و ناگهان عاشق شدم. روزی که من عاشق شدم، عالم توفانی شد. بیشتر بخوان


مجله‌های پیشنهادی

book icon مجله کاروان
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..