لوگو www.avangard.ir
× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال برای سفارش‌های بالای تومان رایگان است
قبل از پرداخت از غیر فعال بودن فیلتر شکن (VPN) مطمئن شوید.
  • هزینه‌ی ارسال پستی تا ۲ کیلو‌گرم ۳۰٫۰۰۰ تومان تا ۳ کیلوگرم ۵۵٫۰۰۰ تومان از ۴ کیلوگرم بالاتر ۷۵٫۰۰۰ تومان است. در صورت دریافت هرگونه هزینه‌ی اضافی، وجه مذکور بازگردانده خواهد شد.
  • شمارۀ پیگیری مرسوله ازطریق پیامک به شما اطلاع داده می‌شود.
  • در صورت عدم دریافت مرسوله، مسئولیت پیگیری از شرکت پست به عهدۀ خریدار محترم خواهد بود.
  • ارسال مرسولات حداکثر ظرف یک روز کاری تحویل پست خواهد شد؛ لازم به ذکر است آوانگارد در روزهای پنج‌شنبه، جمعه و تعطیلات رسمی ارسال پستی ندارد.
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

مجله چلچراغ (۸۳۶)

ادبیات مهاجرت از زبان عبدالرزاق گورنه، برنده نوبل ادبیات ۲۰۲۱
تماما مخصوص

به عنوان کسی که یک شبه در مرکز توجه رسانه‌های دنیا قرار گرفته، به شکلی عجیب و غریب، زیادی آرام است. وقتی خبرنگار گاردین از او درباره احساسش می‌پرسد، جواب می‌دهد: «احساس خیلی خوبی دارم. از این که باید با این همه آدم ملاقات کنم و حرف بزنم، یک کمی دست پاچه هستم، ولی خب چه می شود گفت؟ احساس فوق العاده ای دارم.» یک روز بعد از اعلام برنده نوبل ادبیات، خبرنگار گاردین به دفتر مدیر برنامه‌های عبدالرزاق گورنه در لندن می‌رود و در میان انبوهی کتاب، با نویسنده ۷۳ ساله‌ای گفت وگو می‌کند که کمتر از سنش نشان می‌دهد، موهای پرپشت خاکستری دارد، شمرده و سنجیده حرف می‌زند حالت صورتش به ندرت تغییر می‌کند. خبری از ترشح آدرنالین نیست، یا اگر هم هست، در رفتار و ظاهرش نمودی ندارد. حتی به گفته خودش، شب بعد از اعلام اسمش به عنوان برنده نوبل ادبیات هم راحت و خوب خوابیده.

مریم عربی

صفحه ۲۴

افزودن به پاکت خرید

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بزارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

  • تعداد صفحات: 52
  • شماره: 836
  • سال انتشار: 1400
  • ماه انتشار: آبان
  • دوره نشر: هفته‌نامه
  • ناشر: چلچراغ

مقالات پیشنهادی

 مثل خون در رگ‌های من

مثل خون در رگ‌های من

متن کتاب مثل خون در رگ های من هرچه بیشتر می‌بینمت، احتیاجم به دیدنت بیشتر می‌شود. دیروز چند لحظه‌ی کوتاه بیشتر ندیدمت. تمام سرشب، تنها و بی‌هدف در خیابان‌های تاریک و خلوت این اطراف راه رفتم و به تو فکر کردم. شاید اگر بیرون نمی‌رفتم، می‌توانستم دفعات بیشتری ببینمت، ولی چون به‌ات گفتم که بروی بخوابی و قبول نکردی، ناچار رنج ندیدن تو را به خودم هموار کردم و از خانه بیرون رفتم که بروی استراحت کنی. فکر نمی‌کنی اگر مریض بشوی و بیفتی، با این وضعی که داریم چه خواهد شد؟ بیشتر بخوان


مجله‌های پیشنهادی

book icon مجله چلچراغ
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..