کتاب گفت و گو در باغ
شاهرخ زمانها و مکانهای یکسان و بیتفاوت، یعنی همة زمانها یک زمان، و همة مکانها یک مکان. آن «یک یگانه» در آینه چشم نقاش، به شکلهای گوناگون جلوه میکند. در باغ. هم، اصل آن «یگانه»ای است که از حالوهوای رؤیایی یا به قول تو خوابزده این تصویرها میتراود، مثل بوی پنهانیِ عطری سبُک در نسیم! آنجا که ویژگی زمان و مکان محو شود و زمان و مکان یکسان شوند، مقام، ابدیت است؛ جایی است که در آن پیری و مرگ نیست، حالا کدام باغ است که نقاش – دستکم در خیال خود - آن را چنین تصور میکند؟ در ضمن، فراموش نشود که خصلتِ برجستة همة این تصویرها نور است. حتّی وقتیکه آب حیات را در ظلمات میکِشند، خودِ ظلمات روشن است و ریگهای ته آب را میتوان دید (بگذریم از اینکه آن روشنایی است و در این مورد هم روشنایی در تاریکی است).
همانطور که فرشتهها سایه ندارند، در مینیاتور هم سایه روشن وجود ندارد؛ همه چیز نور است، در رنگها و صورتهای گوناگون؛ نورِ رنگینِ شکلپذیر.
صفحه ۳۳
کتابهایی با حالوهوای سریال «جداسازی»
سریال «جداسازی» را نمیتوانید از ذهنتان خارج کنید؟ این کتابها حالوهوای پیچیده و تاریک آن را بازآفرینی میکنند
لافکادیو: شیری که گلولهها را با سوالات بزرگتر جواب داد!
معرفی کتاب کودک لافکادیو، شیری که جواب گلوله را با گلوله داد نوشتهی شل سیلوراستاین
چه کسی در شب بیدار است؟
معرفی کتاب کودک شبها که ما میخوابیم؛ در شهر چه کسانی بیدارند و چه کارهایی انجام میدهند؟ نوشتهی پالی فِیبر