خدا تو را گرفتار و اسیر این مرد نکند
کتاب بامداد خمار؛ معرفی، خلاصه داستان و نقد رمان فتانه حاج س...
آنگاه بانوی پر غرور عشق خود را دیدم
در آستانه ی پر نیلوفر،
که به آسمانی بارانی می اندیشید
وآنگاه بانوی پر غرور عشق خود را دیدم
در آستانه ی پر نیلوفر باران ،
که پیرهنش دستخوش بادی شوخ بود
وآنگاه بانوی پر غرور باران را
در آستانه ی نیلوفر ها،
که از سفر دشوار آسمان باز می آمد.