کتاب بارن باگه
شاید فاجعه ای که گردانش را به میان آن برد، قربانی کردن آن همه انسان و اسب، فقط برای این بود که آنچه دیگر در قلمرو زندگی نمی توانست اتفاق بیفتد - چراکه برای وقوعش خیلی دیر شده بود - بعد از زندگی اتفاق بیفتد، یعنی در عالم مرگ.
تخيل لرنت - هولنيا، درست همچون رؤیا، تمام مرزهای مکان و زمان را در می نوردد، روی استیکس پل می زند تا مرده ها و زنده ها بی هیچ آدابی سر یک میز بنشینند، جوری که انگار تمام هستی موجودیتی یکپارچه دارد. ویژگی کلایستی این داستان، نثر موجز و فشرده ای که در جریانی پیوسته و توقف ناپذیر پیش می رود، با نیرویی شاعرانه تقویت و غنی شده که فقط در اختیار شاعری است که قالب بیانی اش اساساً شعر غنایی باشد.
پشت جلد
امتیاز دهید!
ارسال دیدگاه
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید