کتاب چگونه شغل دلخواه مان را پیدا کنیم
پیش از خواندن کتاب چگونه شغل دلخواهمان را پیدا کنیم بخوانید
این اثر راهنمایی کاربردی برای عبور از نگاه سنتی به کار و یافتن حرفهای است که نه تنها نیازهای مالی، بلکه دغدغههای هویتی و معنایی انسان مدرن را برآورده کند؛ کتابی برای کسانی که به دنبال رضایت و اشتیاق واقعی در مسیر شغلی خود هستند.
درباره کتاب
کتاب چگونه شغل دلخواهمان را پیدا کنیم به بررسی این پدیده امروزی میپردازد که دیگر تنها داشتن امنیت شغلی و درآمد خوب برای انسانها کافی نیست. نویسنده با واکاوی تجربیات افراد مختلف، نشان میدهد که چگونه رفاه مادی در دنیای مدرن ذهن ما را آزاد کرده تا توقعات بیشتری از زندگی داشته باشیم. این کتاب به چالشهای پیچیده تغییر مسیر حرفهای میپردازد و به خواننده کمک میکند تا به دنبال شغلی باشد که تجسم ارزشها، علایق و هویت درونیاش باشد و عطش او را برای رسیدن به معنا فروبنشاند.
خواندن این کتاب به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
افرادی که در مسیر حرفهای خود احساس خستگی، روزمرگی یا سردرگمی میکنند و در جستوجوی تغییر هستند.
علاقهمندان به مباحث توسعه فردی و کسانی که میخواهند میان شغل، علایق شخصی و هویتشان پیوندی معنادار ایجاد کنند.
معرفی نویسنده، مترجم و ناشر
این اثر راهگشا به قلم رومن کرزناریک نوشته شده است. او فیلسوف، جامعهشناس و نویسندهای است که به دلیل تحقیقات عمیقش درباره مفاهیمی چون همدلی، کار و تاریخچه احساسات انسانی شناخته میشود. کرزناریک از اعضای بنیانگذار مجموعه «مدرسه زندگی» (The School of Life) است و تلاش میکند با پیوند زدن فلسفه به مسائل روزمره، ابزارهایی برای بهبود کیفیت زندگی ارائه دهد. کتاب حاضر با ترجمه روان صنوبر رضا خانی توسط نشر هنوز چاپ و روانه بازار کتاب شده است.
جملات کتاب
اشتیاق داشتن یک شغل ارضاکننده، شغلی که معنا داشته و تجسم ارزشها، علایق و هویت انسان باشد، پدیدهای امروزی است. اگر لغتنامهی ساموئل جانسون[1] را که در سال 1755 به چاپ رسید باز کنید، اصلا کلمهی «رضایت» را در آن نمیبینید. قرنها ساکنین دنیای غرب، چنان گرفتار تامین نیازهای اولیهی خود بودند که دیگر مجالی برای اندیشیدن به مقولهی شغل جالب و ارضاکننده نمییافتند. اما امروز، گسترش رفاه مادی، ذهن ما را آزاد کرده است تا توقعات بیشتری از سفر زندگی خود داشته باشیم.
ما وارد عصر جدید رضایتمندی شدهایم، عصری که رویای بزرگ آن از پول فراتر رفتن و به معنا رسیدن است. برای راب، سمیرا و ایان، دیگر داشتن یک شغل آبرومند با مشخصههای قدیمی، امنیت شغلی و درآمد خوب، کافی نیست. هنوز هم بازپرداخت وامها اهمیت دارد، اما آنها به چیزی نیاز دارند که عطش درونیشان را فروبنشاند. و در این نیاز، آنها تنها نیستند.
در خلال تحقیقاتم برای نگارش این کتاب، با افراد زیادی از کشورهای مختلف درخصوص مسیر شغلیشان صحبت کردم، از کارمندان پراسترس بانک گرفته تا گارسونهای خسته، فارغالتحصیلان مقروض، مادرانی که میخواستند دوباره سر کارهای ثابتشان برگردند و تقریبا تمامی آنها مشتاق داشتن شغلی بودند که ارزشش بالاتر از چک حقوقی آخرماه باشد.
با این حال برای بیشتر آنها، یافتن شغلی ارضاکننده، یکی از بزرگترین چالشهای زندگیشان بوده است. عدهای به علت نداشتن موقعیت و یا عدماعتمادبهنفس در شغلهای خستهکننده خود، به دام افتاده و بعضیها هم بعد از آزمون و خطا بالاخره شغل موردعلاقهی خودشان را پیدا کرده بودند. بسیاری، همچنان در جستوجوی مطلوب خود بودند و البته بودند کسانی هم که نمیدانستند از کجا باید شروع کنند. تقریبا تمامی آنها لحظهی «این کار، کار من نیست» را تجربه کرده بودند، حالا یا در هیات یک حملهی عصبی یا یک الهام و یا احساسی مرموز که میگفت این جاده آنها را به جایی نمیرساند. حکمت این داستانهای تغییر شغل، نه در فراز و نشیبهای ملایم و پایانهای خوش، که در چالشهای شخصی پیچیده و نفسگیر آنهاست.