کتاب مادام بوواری
قبل از خرید کتاب مادام بوواری بخوانید
اگر میخواهید رمانی را بخوانید که نقطه آغاز ادبیات مدرن محسوب میشود، مادام بوواری (Madame Bovary) اثر گوستاو فلوبر انتخابی اجتنابناپذیر است. این اثر که گذاری است از رمانتیسم به رئالیسم، چنان دقیق و عینی نوشته شده که منتقدان فلوبر را به یک «پزشک» تشبیه میکنند که جامعه و انسانها را با نگاهی بالینی تشریح میکند.
درباره کتاب
داستان دربارهی زنی به نام «اِما بوواری» است؛ همسر جوان یک پزشک گمنام که در یک شهرک دورافتاده زندگی میکند. اِما که ذهنش پر از رویاهای عاشقانه و جاهطلبیهای اشرافی است، در مواجهه با واقعیتِ سرد و معمولی زندگی روزمره دچار سرخوردگی میشود. فلوبر در این رمان، واقعیت را از افسانه و اسطوره جدا میکند. او با دقتی وسواسگونه (که زولا آن را «بیان عینی و محالوار» مینامد) به جزئیات میپردازد. هنر فلوبر این است که شخصیتهای معمولی و «حقیر» را به سطح پرسوناژهای سترگ اساطیری بالا میکشد و تراژدی زندگی روزمره را با عظمتی حماسی روایت میکند. او اشیاء و انسانها را با اهمیتی همسان و همسنگ در کنار هم قرار میدهد.
خواندن کتاب مادام بوواری به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
علاقهمندان جدی ادبیات کلاسیک و دانشجویان ادبیات که میخواهند زیربنای رمان مدرن را بشناسند.
کسانی که به سبک رئالیسم و توصیفات دقیق روانشناسانه علاقه دارند.
نویسندگان و هنرمندانی که میخواهند اوج هنر «توصیف» و «فضاسازی» را در ادبیات تجربه کنند.
معرفی نویسنده و مترجم
گوستاو فلوبر (۱۸۲۱-۱۸۸۰)، نویسنده بزرگ فرانسوی است که پدرش پزشک سرشناسی بود و کودکی او در محیط بیمارستانی گذشت؛ امری که در نگاه «جراحیگونه» و دقیق او به شخصیتهای داستانهایش تأثیر گذاشت. او خود را «آدم قلم» مینامید و زندگیاش را وقف نوشتن کرد. ترجمهی این اثر ماندگار توسط زندهیاد مهدی سحابی انجام شده است که پیش از این نیز آثاری چون «تربیت احساسات» را از فلوبر ترجمه کرده بود. این کتاب توسط نشر مرکز منتشر شده است.
جملات کتاب
«ما در کلاس مطالعه بودیم که مدیر وارد شد، به دنبالش شاگرد تازهای با لباس عوامانه آمد و فراشی که یک میز تحریر بزرگ را میآورد. آنهایی که خوابیده بودند بیدار شدند و همه به حالتی ایستادند که گفتی ناگزیر از کار دست کشیده بودند.»
«شاگرد تازه گوشهای پشت در ایستاده بود به نحوی که خوب دیده نمیشد، پسری روستایی بود که پانزده سالی داشت و قدش از همه ما بلندتر بود. موهای جلوی سرش مثل سرودخوانهای کلیساهای دهاتی راست بریده شده بود و به نظر معقول و بسیار دستپاچه میآمد.»
«کلاهش یکی از آنهایی بود که شکل ترکیبی دارند و عنصرهایی از کلاه پوستی، شاپکا، کلاه شاپوی گرد، کاسکت پوست سمور و عرقچین کتانی داشت.»
سلام لطفا این کتاب رو موجود کنید.
سلام لطفا این کتاب رو موجود کنید.