کتاب فانفارلو
قبل از خرید کتاب فانفارلو بخوانید
کتاب فانفارلو تنها اثر داستانی (نوولا) از شارل بودلر، شاعر نامدار فرانسوی است. این شاهکار کلاسیک، سوژهای بکر و متفاوت برای غنیتر کردن آرشیو بررسیهای ادبی و واکاوی تئوریهای زیباییشناسی در جهان داستان فراهم میکند.
چرا این کتاب ارزش خواندن دارد؟
- ارزش ادبی خاص: تنها تجربه داستاننویسی خالق «گلهای رنج» که خوانشی متفاوت از ذهن پیچیده او ارائه میدهد.
- نقد رمانتیسیسم: نگاهی طعنهآمیز به هنرمندان رویاباف و درگیری آنها با واقعیتهای خشن زندگی.
- سوژه بکر برای تحلیل: شخصیتپردازی ساموئل کرامر (که بسیاری او را نمادی از خود بودلر میدانند)، بستری عالی برای تحلیلهای روانشناختی و فرمی است.
درباره نویسنده
شارل بودلر، شاعر، منتقد هنری و مترجم برجسته قرن نوزدهم فرانسه و از پیشگامان مکتب نمادگرایی (سمبولیسم) و مدرنیسم ادبی است. نگاه عصیانگر و جسورانه او در درک زیبایی از دل زشتیها، تاثیر عمیقی بر ادبیات جهان گذاشت.
درباره کتاب
این اثر با ترجمه پرویز شهدی توسط فرهنگ نشر جاوید منتشر شده است. بودلر در این داستان کوتاه اما پرمغز، با لحنی گزنده و شاعرانه، به نقد جامعه و هنرمندان همعصر خود میپردازد و مرزهای میان واقعیت و نقشآفرینی را به زیبایی در هم میشکند.این داستان با زبانی طنزآلود و انتقادی، تقابل هنر، عشق و ملال را به تصویر میکشد و ماجرای شاعر خیالبافی به نام ساموئل کرامر را روایت میکند.
جملات کتاب
ساموئل کرامر که در دوران اوج مکتب رمانتیسم چند اثر عاشقانة عامّهپسند نوشته و با نام مستعار مانوئلا دو مونتِوِرده چاپ کرده بود، حاصل پیوند دوگانة پدری سفیدپوست از تبار آلمانی و مادری سبزهرو از دیار شیلی بود. و اگر به این ثمرة دورگه بودن اهلیت و تربیتی فرانسوی داشتن و تلمّذ بر آستان ادبیات را بیفزاییم، به محض اشنایی با خصوصیات روحی و جسمی و اخلاقی عجیب و پیچیدة او - اگر خشنود و متأثر نشوید - کمتر حيرت خواهید کرد. ساموئل پیشانی صاف و بلندی دارد که از خصوصیات نجیبزادگان است و چشمهایی درخشان مانند دانة قهوه، لبهایی گستاخ و شهوتران، چانهای مربع شکل و مستبد، و موهایی با آرایشی فضلفروشانه شبیه موهای رافائل نقاش بلندآوازه. و در عین حال بیکاره و تنپروری است شهرة شهر، جاهطلبی اندوهگین و سیهروز؛ و علت آن، افکار سست و خامی است که در زندگی دارد. خورشید کاهلی که مدام درونش میدمد، آن ذرّة ناچیز نبوغی را هم که طبیعت به او بخشیده بود دود کرده و به هوا برده است. از میان همة این مردان متوسط الحالى که در این زندگی حقیر پاریسی با آنها آشنا شدهام، ساموئل بیشتر از همة هنرمندان و ادیبانِ شکستخورده، موجودی ضعیف و متفنن بود که نبوغ شاعرانهاش بیشتر در وجودش تابان بود تا در آثارش؛ فردی که ساعت یک بعد از نیمهشب، در سکوت شبانه، میان آتش زغالسنگِ فروزنده و طنین تیکتاک ساعت دیواری، در نظرم در هیئت ایزدی عقیم و نابارور جلوه میکرد؛ ایزدی نوظهور با ناتوانیای چنان غولآسا و بزرگ که حالت حماسی پیدا کرده است.
صفحه ۲۵