کتاب ساقه بامبو
برنده جایزه بوکر عربی 2013
قبل از خرید کتاب ساقه بامبو بخوانید
رمان ساقهی بامبو با داشتن قهرمان جوانش که از پدر کویتی و مادر فیلیپینی زاده شده است اثری جسورانه به شمار میآید که پدیده ی کارگری مهاجران را در کشورهای حوزه ی خلیج فارس با نگرشی موضوعی بررسی میکند رمانی است ژرف با پیرنگی محکم که به طرح پرسش هویت در این کشورها می پردازد.
بخشی از بیانیه ی هیأت داوران ششمین دوره ی جایزه ی بوکر عربی
درباره کتاب ساقه بامبو
نمی توان منکر آن شد که ساقه بامبو علاوه بر ترسیم و توصیف کلی وضعیت زنان خدمتکار شرق آسیا در کشور کویت بسیاری از مصائب و مشکلات آنها را در قالبی زنده و ملموس باز گفته است. و این خود نشان دهنده توجه دقیق نویسنده و دغدغه خاطر او نسبت به اوضاع نامناسب آن جماعت در کویت است.
موضوع و مفهوم غربت در این رمان بسیار درخور توجه است. مفهوم غربت در ساقه بامبو معانی و بازتاب های گوناگونی دارد. غربت در وطن غربت دور از وطن و حتا غربت در تن را شامل میشود.
معرفی نویسنده
سعود السنعوسی در ۱۹۸۱م در کویت به دنیا آمد. او از اعضای انجمن نویسندگان و عضو کانون روزنامه نگاران کویت است. در کنار اسماعیل فهد اسماعیل و لیلی عثمان از معدود نویسندگان کشور کویت است که در عرصه رمان نویسی عربی به جایگاه درخور توجهی دست یافته است.
جملات کتاب ساقه بامبو
سعود سنعوسی ترفند جالبی برای فریب خواننده و افزایش جاذبه ی رمان به کار بسته است. هر چند بر روی جلد کتاب نام او به عنوان نویسنده آمده است ولی با گشودن رمان در صفحات بعد با نام هوزیه میندوزا در بالای عنوان رمان بر می خوریم، در زیر عنوان نیز نام مترجم اثر ابراهیم سلام سپس نام ویراستار و مصحح خوله راشد آمده است. در پی آن مختصری از شرح حال و آثار مترجم می آید. به دنبال آن سخن مترجم درباره ترجمه اثر و بخشی از دشواری ها و چالشهای آن بیان شده است. مترجم حتا عنوان اصلی رمان به زبان فیلیپینی را ذکر میکند. او در پایان از تلاش خوله راشد خواهر هوزیه برای بازبینی ترجمه و ویرایش آن قدردانی کرده است. بنابراین نویسنده با این ترفند قصد دارد رمان را زندگینامه قهرمانش، هوزیه میندوزا، معرفی کند و برای باورپذیری این امر ابراهیم سلام، از دوستان فیلیپینی مسلمان هوزیه در کویت، را به عنوان مترجم اثر بر میگزیند که در متن رمان نیز به عنوان مترجم از عربی به فیلیپینی و برعکس مشغول فعالیت است. گویی شخصیت های رمان از فضای داستان بیرون جهیده اند و قهرمان اصلی بر نویسنده شوریده است تا نوشته هایش را به خود نسبت دهد.