خدا تو را گرفتار و اسیر این مرد نکند
کتاب بامداد خمار؛ معرفی، خلاصه داستان و نقد رمان فتانه حاج س...
خانم بدری نیک اختر با تلفن با خواهرش ملیحه مشغول صحبت است برای این که بتواند ضمناً به آرایش ابروها جلوی آینه ادامه بدهد بلندگوی تلفن را به کار انداخته است. در نتیجه صدای ملیحه نیز شنیده میشود خانم بزرگ مادر بدری در سمت دیگر اتاق نشیمن با چادر نماز سر سجاده نشسته است. نماز را تمام کرده تسبیح می اندازد و کتاب دعا می خواند.
برای ثبت دیدگاه ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربریهیـچ دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است!
اولین دیدگاهتان را بنویسید