کتاب انسان طاغی
قبل از خرید کتاب انسان طاغی بخوانید
طاغی کیست؟ انسانی که «نه» میگوید، اما در پسِ این نه گفتن، «آری» نهفته است. کتاب انسان طاغی (The Rebel)، اثر برجستهی آلبر کامو، کندوکاوی عمیق و فلسفی در ماهیت طغیان، انقلاب و تلاش انسان برای معنا بخشیدن به هستی در برابر پوچی است.
درباره کتاب انسان طاغی
این کتاب یک جستار فلسفی گسترده است که در آن کامو به تحلیل تاریخی و متافیزیکی مفهوم طغیان میپردازد. او با بررسی ادوار مختلف تاریخ، از انقلاب فرانسه تا جنبشهای معاصر، تفاوت میان طغیان (که به ارزشهای انسانی پایبند است) و انقلاب (که گاه به استبداد میانجامد) را شرح میدهد. کامو در این اثر استدلال میکند که طغیان، واکنش طبیعی انسان به پوچی و بیعدالتی است و طاغی کسی است که با تعیین مرز، از حقوق و ارزشهای خود دفاع میکند.
خواندن کتاب انسان طاغی به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
- علاقهمندان به فلسفه، بهویژه فلسفهی سیاسی و اگزیستانسیالیسم.
- پژوهشگران تاریخ انقلابها و اندیشههای سیاسی.
- دوستداران آثار آلبر کامو و کسانی که کتاب «افسانه سیزیف» را خواندهاند.
- کسانی که به دنبال درک عمیقتری از مفاهیم آزادی، عدالت و عصیان هستند.
معرفی نویسنده: آلبر کامو
آلبر کامو (۱۹۱۳-۱۹۶۰)، نویسنده، فیلسوف و روزنامهنگار فرانسوی-الجزایری و برندهی جایزهی نوبل ادبیات بود. او که از چهرههای شاخص ادبیات قرن بیستم به شمار میرود، در آثارش همواره به مفاهیمی چون پوچی، بیگانگی و طغیان پرداخته است. این اثر با ترجمهی مهبد ایرانی طلب توسط نشر قطره منتشر شده است.
جملات کتاب انسان طاغی
تروریسم دولتی و ترور خردستیزد
همه انقلاب های دوران نوین به فزونی نیروی دولت انجامیدهاند. هزار و هفتصد و هشتاد و نه ناپلئون را با خود میآورد، ۱۸۴۸ ناپلئون سوم را، ۱۹۱۷ استالین را، ناآرامی های ایتالیا در دهه بیستم این سده موسولینی و جمهوری وایمار هیتلر را. انقلابها، بهویژه پس از آنکه نخستین جنگ جهانی، بازماندههای حقوق الهی را از میان برد، با جسارت بیشتری، مدعیاند که شهر انسانیت و آزادی راستین را بنا خواهند کرد. فراگیرندگی رو به فزونی دولت این بلندپروازی را از هر جهت صحّه مینهد. درست نخواهد بود اگر بگوییم که این همه مقدّر بود. امّا درک اینکه، این همه چگونه روی داد، هم ممکن است و هم، شاید عبرتآموز باشد.
گذشته از پارهای توضیحات که موضوع این رساله نیستند، رشد غریب و هولناک دولت نوین را میتوان نتیجة منطقی بلندپروازیهای ناهمگون فنی و فلسفی دانست که هر چند با روح راستین طغیان بیگانهاند، در تکوین روحیة انقلابی زمانة ما بیتأثیر نبودهاند. رؤیای پیشگویانة مارکس و پیشبینیهای الهامدهندة هگل یا نیچه، پس از فروریختن شهر خدا، به تحقق شكلی از دولت بر روی زمین انجامید که در اشکال معقول یا نامعقول خود، در هر دو مورد، مبتنی بر ترور بوده است.
صفحه ۱۷۹