× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال خرید آنلاین برای پاکت خرید بالای تومان رایگان است
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

پیرزن دوباره شانس می آورد

نویسنده: کترینا اینگلمن سوندبرگ

مارتا در حالی که آن کلاهخود گرانبها را زیر بغل گرفته بود و وجودش از شدت خشم می‌لرزید به سوی تالار طلا دوید. خطای شن‌کش تمام عملیات سرقت را به خطر انداخته بود. آنها سر طلاها توافق کرده بودند اما این کلاهخود از جنس آهن و برنز بود. در عین حال این کلاهخود چیزی منحصربفرد بود و در هیچ کجای دیگر جهان لنگه‌اش پیدا نمی‌شد. مارتا احساس کرد باید آن را سر جایش بگذارد تا احیانا آسیبی به آن نخورد. اولین ویترین سمت چپ، خودش بود. مارتا از پشت ویترین رفت و کلاهخود را سر جایش گذاشت. بعد فکر کرد عجیب است. چرا مردها اینقدر مجذوب اسلحه و شمشیر و کلاهخود می‌شوند؟ آیا به‌خاطر این بود که مردها خدمت سربازی می‌رفتند یا این موضوع ربطی به تربیت آنها داشت؟ سرانجام مارتا نتیجه گرفت که احتمالا مردها ژن جنگجویی دارند. سپس با شتاب به سمت در آسانسور رفت. ساک بزرگ گلدارش را هم همان جا رها کرده بود. قبل از این که خودش هم بفهمد به طبقه همکف رسید و با سرعت به سمت در خروجی دوید. بعد دستگیره را چرخاند و در را باز کرد. با خروج از در دو مامور پلیس از او استقبال کردند.


قیمت: 31,000 تومان
افزودن به پاکت خرید

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بزارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

مقالات پیشنهادی

 کدام کتاب‌های داستانی معاصر امیدبخش هستند؟

کدام کتاب‌های داستانی معاصر امیدبخش هستند؟

از افسانه‌هایی که در آنها سالخوردگان به دستاوردهای خارق‌العاده‌ای می‌رسند تا جست‌و‌جوی رستگاری، داستان­های امیدبخش معاصر کدامند؟ بیشتر بخوان
 کتاب­‌های کدام نویسنده‌ها کمک می‌کنند با پیرشدن کنار بیاییم؟

کتاب­‌های کدام نویسنده‌ها کمک می‌کنند با پیرشدن کنار بیاییم؟

بر خلاف جوانی، درباره دوران پیری تعداد کتاب‌ها بسیار کم است. بیشتر بخوان
 کسی از پیرزن‌ها قصّه نخواهد گفت

کسی از پیرزن‌ها قصّه نخواهد گفت

تمام خواب‌هایم تکرار یک خواب واحدند، با تک‌تک جزئیاتش، رؤیایی که دوباره و دوباره به سراغم می‌آید. در این کابوسِ همیشه یک شکل، من پای پله‌ها، در دالان ورودی، رو به چارچوب فولادی و شیشه نشکن درِ بیرونی ایستاده‌ام و تقلا می‌کنم قفل در را باز کنم.  بیشتر بخوان
 پروژه شادی

پروژه شادی

دو راهکار مهمی که بیش از همه کمک می‌کرد به خواب بروم، راهکارهایی بود که خودم ابداع کرده بودم. اول این‌که، سعی می‌کردم پیش از آن که زمان خواب فرا برسد، برای رفتن به رختخواب آماده شوم. گاهی اوقات تا دیروقت بیدار می‌ماندم، چون آنقدر خسته بودم که نمی‌توانستم لنزهایم را دربیاورم، عینک زدن هم برایم مانند آن بود که روی قفس طوطی را بپوشانند. بیشتر بخوان


کتاب های پیشنهادی

book icon انتشارات آموت
مشاهده همه arrow icon
book icon به ترجمه‌ی کیهان بهمنی
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..