لوگو www.avangard.ir
پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال برای سفارش‌های بالای تومان رایگان است
توجه: سفارش شما روز یکشنبه 23 بهمن تحویل پست داده خواهد شد.
قبل از پرداخت از غیر فعال بودن فیلتر شکن (VPN) مطمئن شوید.
  • هزینه ارسال پستی تا ۱ کیلوگرم ۲۵ تومان، تا ۲ کیلوگرم ۳۷ تومان، تا ۳ کیلوگرم ۴۶ تومان، تا ۴ کیلوگرم ۵۴ تومان، تا ۵ کیلوگرم ۷۲ تومان، تا ۷ کیلوگرم ۹۰ تومان است. در صورت دریافت هرگونه هزینه‌ی اضافی، وجه مذکور بازگردانده خواهد شد.
  • شمارۀ پیگیری مرسوله ازطریق پیامک به شما اطلاع داده می‌شود.
  • در صورت عدم دریافت مرسوله، مسئولیت پیگیری از شرکت پست به عهدۀ خریدار محترم خواهد بود.
  • ارسال مرسولات حداکثر ظرف یک روز کاری تحویل پست خواهد شد؛ لازم به ذکر است آوانگارد در روزهای پنج‌شنبه، جمعه و تعطیلات رسمی ارسال پستی ندارد.
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

وکیل تسخیری

نویسنده:
جان مورتیمر

به نظر میرسد که در روزگار ما پژوهش و شناخت و در نهایت رسیدن به نوعی تأویل، انسان سرگردان امروز را به بن بست می‌رساند. زیرا تعاریف و مصادیق، در سرعتی سرسام‌آور رنگ می‌بازند و مفهوم «ارزش» که بشر طی قرن‌های متمادی در باورهای خویش جایگاه ویژه‌ای برای آن داشته است، پوچ و بی‌معنی می‌نماید! آیا بر این فاجعه خندیدن از گریستن سودمندتر نیست؟ 

در نمایشنامه وکیل تسخیری تفسیر نوین «قانون» - نه تنها در مفهوم و کاربرد قضایی - بلکه در نگرش به ابعاد مختلف هستی شناسانه زندگی «تراژدی کمدی» جانانه‌ای را می‌آفریند که نویسنده و خواننده - روی صحنه و در تالار تماشاگران - هر از چند گاه اشک هایشان را با دستمال های کاغذی پاک می‌کنند و خنده‌ها و گریه‌هاشان حد و مرزی ندارد. 

مترجم «وکیل تسخیری» خواندن یا دیدن این اثر را برای درمان عصا قورت دادگی مزمن - که خود نیز گرفتارش بوده است - توصیه می‌کند!

افزودن به پاکت خرید
دیدگاه‌ها

در حال حاضر دیدگاهی برای این مقاله ثبت نشده است.

مقالات پیشنهادی

 مثل خون در رگ‌های من

مثل خون در رگ‌های من

متن کتاب مثل خون در رگ های من هرچه بیشتر می‌بینمت، احتیاجم به دیدنت بیشتر می‌شود. دیروز چند لحظه‌ی کوتاه بیشتر ندیدمت. تمام سرشب، تنها و بی‌هدف در خیابان‌های تاریک و خلوت این اطراف راه رفتم و به تو فکر کردم. شاید اگر بیرون نمی‌رفتم، می‌توانستم دفعات بیشتری ببینمت، ولی چون به‌ات گفتم که بروی بخوابی و قبول نکردی، ناچار رنج ندیدن تو را به خودم هموار کردم و از خانه بیرون رفتم که بروی استراحت کنی. فکر نمی‌کنی اگر مریض بشوی و بیفتی، با این وضعی که داریم چه خواهد شد؟ بیشتر بخوان


کتاب‌های پیشنهادی

book icon انتشارات پوینده
مشاهده همه arrow icon
book icon به ترجمه‌ی سیروس ابراهیم زاده
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..