× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال خرید آنلاین برای پاکت خرید بالای تومان رایگان است
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

مرشد و مارگریتا

نویسنده:
میخائیل بولگاكف

بعد از چرتی کوتاه، ایوان جدید با نفرت به ایوان قدیمی گفت:« قیافه‌ام بعد از این ماجرا چطور است؟» 

«مثل دیوانه‌ها!» صدای بمی بود که به وضوح صحبت می‌کرد و به هیچ یک از دو ایوان تعلق نداشت و شباهت تام به صدای پروفسور داشت. ایوان، به دلیلی از کلمۀ دیووانه نه تنها دلخور نشد که حتی خوشش آمد؛ لبخندی زد و پلکهایش سنگین شد؛ خواب بر او چیره می‌شد. تصویر نخلهایی را دید که تنه‌هایی پیل‌آسا داشتند و گربه‌ای رد می‌شد.گربۀ وحشتناکی نبود، جالب هم بود. ایوان نزدیک بود خوابش ببرد که یکدفعه توری پنجره بی‌صدا کنار رفت. در مهتابی روشن شده از نور ماه، هیکل مرموزی ظاهر شد و تهدیدکنان با انگشت به ایوان اشاره‌ای کرد.

ایوان بی‌آنکه ترسی به خود راه دهد، بر تخت نشست و مرد را در مهتابی دید. مرد انگشتش را بر لب فشار داد و زمزمه کرد:«هیس.»

صفحه 129

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بزارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

مقالات پیشنهادی

 تو می‎میری؛ چون آنوشکا روغن را ریخته

تو می‎میری؛ چون آنوشکا روغن را ریخته

مرشد و مارگریتا روایت جادویی رابطۀ جهان مادی و فرا طبیعی است. سه داستان گوناگون دربارۀ جامعۀ روشنفکران روسیه، عشق مرشد و مارگریتا و جریان به صلیب کشیده شدن مسیح در آشوبی هیجان‎انگیز پیش می‎روند. داستانی که از جامعۀ خالق خود نشات گرفته است؛ اما نه آن گونه که بتوان به سادگی آن را دریافت. بیشتر بخوان


کتاب های پیشنهادی

book icon انتشارات نو
مشاهده همه arrow icon
book icon به قلم میخائیل بولگاكف
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..