× پاکت سفارش
جمع
هزینه ارسال خرید آنلاین برای پاکت خرید بالای تومان رایگان است
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
بازگشت به پاکت سفارش (۱)
کجا به دستتون برسونیم؟
تهران
درحال حاضر فعلا سفارشات شهر تهران انجام می‌شود
کی به دستتون برسونیم؟

قاضی و جلادش

نویسنده:
فریدریش دورنمات

منتظر ماندند و ساعت که هشت شد و اتفاقی نیفتاد، برلاخ گفت وقتش است از چانتس بپرسد چه قصدی دارد.

«چیز محاسبه‌شده‌ای نیست، بازرس، هنوز در قضیه‌ی اشمید آن‌قدرها پیشرفت نکرده‌ام،شما هم در واقع با وجود سوء‌ظنی که دارید، در تاریکی گام می‌زنید. هرچه دام سر این امکان می‌گذارم که امشب، همان‌جایی که اشمید چهارشنبه بوده، ضیافتی برپاست که احتمالاً عده‌ای با اتومبیل‌هایشان به آنجا می‌روند. چون مهمانی‌ای که امروزه باید برایش فراک پوشید باید نسبتاً مجلل باشد، البته این فقط یک حدس است بازرس؛ اما به‌هرحال در حرفه‌ی ما باید حدس‌هایی پیش بیاید، تا آدم پیگیرشان شود.»

صفحه 45

افزودن به پاکت خرید

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بزارید


در حال حاضر دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.

مقالات پیشنهادی

 به چشمان‌اش شلیک کردم.

به چشمان‌اش شلیک کردم.

رمان چنین آغاز می‌شود که ما در همان ابتدا متوجه می‌شویم که راوی به چشمانِ مرد شلیک کرده است. بعد از خانه بیرون می‌رود و تلاش می‌کند هر آن‌چه را در این سال‌ها بر او گذشته به یاد بیاورد تا از این طریق بتواند حقیقتی را که به دنبالش است کشف کند؛ حقیقتی که همان هویتِ فردیِ از دست‌رفته است.  بیشتر بخوان
 «چون هرگز از رفتن بازت نداشته‌ام، تا ابد برایم بازمانده‌ای.»

«چون هرگز از رفتن بازت نداشته‌ام، تا ابد برایم بازمانده‌ای.»

سرنوشت مالده لائوریس نزدیکیِ بسیاری به شعر لاشه‌ی بودلر دارد. شعری که به گفته‌ی ریلکه بدون آن، تمام پیشرفت هنر به سوی بیان عینی نمی‌توانست آغاز گردد. او وظیفه داشت که در آن چیز هولناک، که فقط و فقط نفرت‌انگیز است، وجودی را ببیند که در میان همه‌ی موجودات مشترک است، بی‌آنکه گزینش و طردی در کار باشد. بیشتر بخوان


کتاب های پیشنهادی

book icon انتشارات ماهی
مشاهده همه arrow icon
book icon به قلم فریدریش دورنمات
مشاهده همه arrow icon
book icon به ترجمه‌ی محمود حسینی زاد
مشاهده همه arrow icon



Some text some message..