قاشق هایمان را از فروشگاه وولورت خریدیم

نویسنده: باربارا کامینز

بعضی از کتاب‌ها نیاز به مقدمه ندارند. بهتر است چنین کتاب‌هایی را بدون آنکه بدانیم چه چیزی در انتظارمان است بخوانیم. وقتی برای نوشتن این مقدمه دست به قلم شدم، احساس کردم قاشق‌هایمان را از فروشگاه و ولورت خریدیم کتابی از همین جنس است. زمانی که این رمان را برای اولین بار می‌خواندم انتظار مواجهه با چنین متنی را نداشتم و متوجه تغییر حال و هوای آن نشدم اینکه آن حال و هوای شوخ و شنگ جایش را به فضایی ترسناک می‌داد. اما در خوانش بعدی نظرم بیش از پیش جلب شد و توجه بیشتری به این موضوع کردم کتاب رفته رفته روی تاریک خود را نشان داد و پیرنگ آن تا حدی پیچیده‌تر جلوه کرد.

مقدمه

قاشق هایمان را از فروشگاه وولورت خریدیم

دیدگاه‌ها

در حال حاضر دیدگاهی برای این مقاله ثبت نشده است.

مطالب پیشنهادی

تکه تکه بخوانید. ما تکه تکه‌ایم

مروری بر کتاب تکه‌هایی از یک کل منسجم نوشته‌ی پونه مقیمی

مترجم فاعلِ مختار نیست

رضا رضایی: مروری بر زندگی و آثار

قدرت عادت‌های کوچک

مروری بر کتاب خرده‌عادت‌ها (عادت‌های اتمی) نوشته‌‌ی جیمز کلیر

کتاب های پیشنهادی

افزودن به پاکت خرید